به وقت نزع پیری زار بگریست
بدو گفتند پیرا گریه از چیست ؟
چنین گفت او که اندر قرب صد سال
دری میکوفتم من در همه حال
کنون خواهد گشاد آن در به یک بار
از آن میگریم از حسرت چنین زار
که آگه نیستم کاین در به عادت
شقاوت میگشاید یا سعادت
فرو میافتم از چرخ برین من
کجا آیم ندانم بر زمین من
مثالم کعبتین شش سو آید
که تا خود بر کدامین پهلو آید
در آن ساعت که جان از تن رها شد
دو عالم آن زمان از هم جدا شد
ازین سو تن به بیهوشی فرو رفت
وزان سو جان به خاموشی فرو رفت
که داند؟ کاین دو را کز هم جدا شد
کجا بود و کجا آمد کجا شد؟
جوامردا ازین نبود زیانت
که گویی خواب خوش باد ای جوانت
اگر بیتی خوشت آید ز جایی
من بیچاره را گویی دعایی
مرا کاری برآید روزگاری
ترا بزیان نیاید هیچ کاری
دعایی زود رو چون گشت نزدیک
مرا نوری بود درخاک تاریک
مرا راحت ترا باشد ثوابی
خلاصم باشد ار باشد عقابی
تو خوش بنشسته در دنیای فانی
که من در خاک چون باشم نهانی
زهی ناخوش رهی در پیش ما را
زهی بی شفقتی بر خویش ما را
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این شعر به مفهوم پیر شدن و گذر عمر میپردازد و با گریهای از حسرت به یاد میآورد که چگونه در طول زندگیاش به دنبال دروازهای بوده که اکنون در آستانهی باز شدن آن است. او از نا آگاهیاش نسبت به سرنوشت و اینکه چه بر او خواهد گذشت، غمگین است. تصویر پیچیدهای از جدایی جان از بدن و بیخبری از آیندهی خود را ترسیم میکند. شاعر به جوانان توصیه میکند که در زندگی کوتاه خود به دنبال خوشیها باشند و در عین حال، بر اوضاع و احوال دیگران نیز توجه کنند. او حسرت این را دارد که در عالم فانی اما ناپایدار، بیرحمی و بیاحساسی در میان انسانها به چشم میخورد.
هوش مصنوعی: در زمان پیری و نزدیک به مرگ، او به شدت گریه کرد. وقتی از او پرسیدند که چرا گریه میکند، پاسخ نداد.
هوش مصنوعی: او گفت که من در تمام دوران زندگیام در نزدیکی عشق و محبت بودهام و همیشه به دنبال آن بودهام.
هوش مصنوعی: اکنون در یک لحظه آن در باز خواهد شد و من از حسرت این حال، به شدت اشک میریزم.
هوش مصنوعی: من نمیدانم این در به چه عادتهایی باز میشود؛ آیا به شقاوت یا به سعادت.
هوش مصنوعی: من از آسمان به زمین میافتم و نمیدانم که به کجا میروم.
هوش مصنوعی: من مثل دو کعبه هستم که از شش طرف به آنها نگاه میشود و نمیدانم که بر کدام سمت قرار بگیرم.
هوش مصنوعی: زمانی که روح از بدن جدا میشود، دو جهان از هم فاصله میگیرند.
هوش مصنوعی: شخصی از یک طرف به حالت بیحالی و ناتوانی میافتد و از طرف دیگر، زندگی و انرژیاش به تدریج از بین میرود.
هوش مصنوعی: کیست که بداند این دو مورد که از هم جدا شدهاند، کجا بودهاند، کجا آمدهاند و اکنون به کجا رسیدهاند؟
هوش مصنوعی: شخص بزرگمنش از این مسأله ناراحت نیست که بگوید خواب خوشی برای جوانت باشد.
هوش مصنوعی: اگر از جایی شعری را پسندیدید، برای من که بیچارهام، مثل دعا بگویید.
هوش مصنوعی: روزی خواهد رسید که من کاری انجام میدهم که هیچ آسیبی به تو نمیزند.
هوش مصنوعی: وقتی که دعایی نزد من رسید، نوری در دل تاریکی رخ نمود.
هوش مصنوعی: اگر تو را آسایش باشد، من هم پاداشی خواهم داشت. اگر عذاب و نگرانی در کار باشد، من نیز رهایی مییابم.
هوش مصنوعی: تو در دنیای گذرا به خوشی نشستهای، اما من در خاک پنهان خواهم بود.
هوش مصنوعی: آه، چقدر غمانگیز است که در این راه قدم میزنیم و چقدر بیرحمانه است که نسبت به حال خود بیاعتنا هستیم.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
reply flag link
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.