بپرسیدم ز پیری سال فرسود
در آن ساعت که وقت رفتنش بود
که همراه تو چیست ای مرد غمناک ؟
چه داری زادِ راهِ منزلِ خاک ؟
جوابم داد کز بی آگهی من
دلی پر میبرم دستی تهی من
خدایا من درین دیر تحیر
چو آن پیرم تهی دست و دلی پر
تهی دستم ز زاد راه جاوید
به فضل تو دلی دارم پر امید
خداوندا امید من وفا کن
دلم را از کرم حاجت روا کن
منور دار جانم را به نوری
دلم را زنده گردان از حضوری
حضوری ده ز چندین ترهاتم
یقینی ده میان مشکلاتم
مرا از من نجاتی ده به توفیق
ز نور خود براتی ده به تحقیق
دلم را محرم اسرار گردان
ز خواب غفلتم بیدار گردان
بر افروز از خداوندی دلم را
توانگر کن به خرسندی دلم را
نفس چون برکشندم همنفس باش
در آن درماندگی فریادرس باش
چو جان را منقطع شد از جهان دم
مرا با نور ایمان دار آن دم
چو با ایمان فرو بردی به خاکم
نیاید از جهانی جرم باکم
خداوندا همه بیچارگانیم
درین هنگامه چون نظارگانیم
همه گر دوزخیایم ار بهشتی
تو میدانی و تو تا چون سرشتی
که داند تا به معنی متقی کیست؟
سعید از ما کدامست و شقی کیست؟
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر از پیرمردی میپرسد که در لحظهی جدایی از دنیا چه چیزی با خود دارد. پیر جواب میدهد که او دلی پر از احساسات و امید دارد اما از دنیا چیزی به همراه ندارد. شاعر به خداوند دعا میکند تا او را از سردرگمی نجات دهد و دلش را پر از نور و ایمان کند. او از خدا میخواهد که در مشکلاتش کمکش کند و او را بیدار سازد تا به حقیقت برسد. شاعر به فقر و بیچارگی خود و دیگران اشاره میکند و در پایان اشاره دارد که تنها خداوند میتواند سرنوشت ما را بشناسد و مشخص کند که کدام یک از ما نیکوکار یا بدکار است.
هوش مصنوعی: در زمانی که پیرمرد در حال رفتن بود، از او سؤالی کردم.
هوش مصنوعی: ای مرد غمگین، در این سفر چه چیزی با خود داری؟ چه چیزی برای ادامه راهی که به سوی خاک و مرگ میبرد، به همراه داری؟
هوش مصنوعی: او گفت که به خاطر نا آگاهیام، دلی پر از احساسات را به همراه میآورم، اما دستم خالی است.
هوش مصنوعی: خدایا، من مانند آن پیر که در این معبد حیران است، بیپول و بیچیزم، اما دلم پر از احساسات و آرزوهاست.
هوش مصنوعی: من از وسایل سفر به دنیای ابدی بیبهرهام، اما با لطف تو دلی دارم پر از امید.
هوش مصنوعی: ای خدای مهربان، به من امید بده و خواستههای دلم را برآورده کن.
هوش مصنوعی: جانم را به نور خود روشن کن و دلم را از وجودت زنده و شاداب گردان.
هوش مصنوعی: بیا تا با وجود خود به من نشان دهی که در میان این همه مشکلات، وجود تو چگونه یک حقیقت مطمئن است.
هوش مصنوعی: به من کمک کن تا از خودم رهایی یابم و با نور وجودت، به من بخشش و نجاتی عطا کن.
هوش مصنوعی: دل من را به رازهای درون خود آشنا کن و مرا از خواب غفلت بیدار کن.
هوش مصنوعی: ای خدا، دلم را غنی و توانمند کن تا شاد و خرسند باشد.
هوش مصنوعی: وقتی که دلم به تنگ میآید و در حال ناراحتی هستم، همدرد و همراه من باش و در آن لحظات سخت، به من کمک کن.
هوش مصنوعی: زمانی که جانم از این جهان جدا شود، در آن لحظه مرا با نور ایمان همراه کن.
هوش مصنوعی: اگر با ایمان و اعتقاد به زمین بیفتم، دیگر از هیچ گناهی در این دنیا نمیترسم.
هوش مصنوعی: ای خدا، ما همه در این زمان دچار مشکلات و ناامیدی هستیم و مانند تماشاگری تنها نظارهگر این وضعیت میباشیم.
هوش مصنوعی: همه ما ممکن است دوزخی باشیم، اما تو میدانی که چه کسانی بهشتی هستند و تا زمانی که به سرشت خودت برگردی، شناختت از این موضوع ادامه خواهد داشت.
هوش مصنوعی: چه کسی میداند که متقی واقعی کیست؟ ما نمیدانیم کدام یک از ما انسانهای خوب و شایسته هستیم و کدامیک دچار بدبختی و شقاوت هستیم.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.