ای یافته ز پرتو رویت جهان نظام
پیوند گیسوی تو شده جان خاص و عام
ذرات حامدند و تو محمود عالمی
زان در جهان محمد و احمد شدی بنام
چون در مقام قرب تو کس را نبود راه
جبریل هم ز پیش تو آرد بتو پیام
بهر کمال نورالهی نمود دور
آخر بنقطه تو شد این دایره تمام
زان انشقاق مه بجهان گشت معجزه
کو را بانشراح دلت نسبتی است تام
عکس رخ چو ماه تو و زلف شب مثال
در آینه جهان بنمودست صبح و شام
هستی تو خواجه دو جهان و همه جهان
از جان شدند همچو اسیری ترا غلام
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر درباره عظمت و جایگاه ویژه یکی از شخصیتهای بزرگ دینی و معنوی نوشته شده است. شاعر به پیوند عمیق میان وجود این شخصیت و تمام هستی اشاره دارد و میگوید که دیگران نیز تحت تاثیر نور و وجود او قرار دارند. او به مقام قرب و نزدیکترین ارتباط با خداوند اشاره کرده و میگوید که حتی جبرئیل نیز در حضور او ناتوان است. در نهایت، تمام هستی و موجودات به نوعی در برابر این شخصیت تسلیم شده و او را گرامی میدارند. این شعر به زیبایی به مظاهر نور، کمال و محبوبیت او در میان مردم اشاره میکند.
هوش مصنوعی: ای کسی که با تابش چهرهات، جهان شکل و نظم یافته، پیوند زیباییهای تو، جان خاص و عام را به هم مرتبط کرده است.
هوش مصنوعی: هستی و موجودات در این جهان به ستایش حامد (پرستشکننده) مشغولند و تو تنها کسی هستی که در عالم به نام محمد و احمد شناخته میشوی.
هوش مصنوعی: وقتی هیچکس در نزدیکی تو وجود ندارد و به تو نزدیک نیست، حتی جبرئیل نیز نمیتواند به تو پیام برساند.
هوش مصنوعی: به خاطر کمال الهی، این دایره به نقطهای در دور نهایی خود رسید و کامل شد.
هوش مصنوعی: به خاطر جدایی ماه از آسمان، معجزهای رقم خورد که دلش به او وابسته و مرتبط است.
هوش مصنوعی: چهره زیبا و دلربای تو مانند ماه و موهای سیاه تو مانند شب است که در آینه دنیا، صبح و شب را به تصویر کشیدهاند.
هوش مصنوعی: وجود تو ای آقا، باعث شده که دو جهان و تمام دنیا جان بگیرند و همچون اسیری، تو را به مقام غلامی خود درمیآورند.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
بر شاد گونه تکیه زده شاد و شاد کام
دولت رهی و بخت مطیع و فلک غلام
این روزگار بیخطر و کار بینظام
وام است بر تو گر خبرت هست، وام، وام
بر تو موکلند بدین وام روز و شب
بایدت باز داد به ناکام یا به کام
دل بر تمام توختن وام سخت کن
[...]
منت خدای را که برون آمد از غمام
بدری که هست پیشرو دودهٔ نظام
صدری که هست خادم پایش سر کفات
میری که هست عاشق دستش لب کرام
شایسته زین ملت وبایسته فخر مُلک
[...]
هر شب نماز شام بود شادیم تمام
کاید رسول دوست هلا نزد ما خرام
خورشید هر کسی که شب آید فرو رود
خورشید ما برآید هر شب نماز شام
روز فراق رفت و برآمد شب وصال
[...]
ای از کمال جاه تو ایام را نظام
وی از وفور علم تو اسلام را قوام
هستی حسام دین و ندیدست روزگار
در قمع شرک و نصرة دین چون یک حسام
سلطان اهل علمی و اندر معسکرت
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.