بوالحسن ای کسی که در احسان
وعده از رغبت تو مایوسست
دل و دستت که شاد باد و قوی
بحر معقول کان محسوسست
نکبتت عام نکبتی است کزو
شرع منکوب و ملک منکوسست
داغ آسیب دور تو دارد
هر اساس ستم که مدروسست
دوش آز از نیاز میپرسید
که کنون دور دهر معکوسست
گفت نی گفتش آخر از چه سبب
طالع مکرمات منحوسست
مکرمت بانگ برگرفت از حبس
که کریم زمانه محبوسست
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر به بیان اندوه و ناامیدی از وضعیت موجود و ستمهای حاکم بر جامعه میپردازد. شاعر بوالحسن را خطاب قرار میدهد و از او به عنوان فردی که در احسان و نیکی مایوس شده یاد میکند. او به عدم عدالت و معکوس بودن احوالات اشاره دارد و از آسیبهای دوری و ستمهای موجود گله میکند. در ادامه، شاعر به گفتوگویی درباره نیاز و علت بدبختیها اشاره میکند و نتیجه میگیرد که مکرمت و نیکیها در حال حاضر تحت فشار و محدودیت قرار دارند. در نهایت، به نوعی شکایت از سرنوشت و دوری از کرامتهای انسانی در زمانه کنونی میرسد.
هوش مصنوعی: بوالحسن، تو کسی هستی که در کارهای نیکو، دیگران امیدشان از محبت و لطف تو قطع شده است.
هوش مصنوعی: قلب و دستانت خوش و نیرومند باشد، زیرا دریاهای عقل، همچون محسوسات و واقعیتها هستند.
هوش مصنوعی: نکبت و بدبختی تو به گونهای است که موجب سقوط و نابودی قوانین و سلطنت شده است.
هوش مصنوعی: هر چیزی که در اطراف تو هست، تحت تأثیر آسیب و رنجی است که به خاطر ستم و بیعدالتی به وجود آمده است.
هوش مصنوعی: دیروز آز از نیاز پرسید که حالا زمانه برعکس شده است.
هوش مصنوعی: که گفتی چرا تقدیر بر من خوشیها نمیآورد و به جای آن سختیها نصیبم شده است؟
هوش مصنوعی: نیکی و بزرگواری در دل زندان به صدا درآمده است، زیرا در این زمان شخص بزرگوار و با فضیلت در بند است.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
صورت آرزو چو طاوسست
بال مسعود و پای منحوسست
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.