گنجور

 
انوری

مرکب من که دادهٔ شه بود

جان فدای مراکب شه کرد

بنده را با پیادگان سپاه

درچنین جایگاه همره کرد

اندر آمد ز بی جوی از پای

رویم از غم به گونهٔ که کرد

سالها گفت باز نتوانم

آنچه با من فلک درین مه کرد

 
 
 
گنجور را از دست هوش مصنوعی نجات دهید!
حزین لاهیجی

می تواند سلوک این ره کرد

خامه این گفت و قصه کوته کرد

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه