گنجور

 
حزین لاهیجی

ز ابتدای حدوث خود انسان

تا به هنگام رفتنش ز جهان

حرکات طبیعتش باشد

انتقالات فطرتش باشد

شد به هر صورتی که بزم آرا

لَم یَزل ینتقل الی الاُخرا

به همین بعد رحلت از دنیا

به صراط خود است، رَه پیما

گر نماید مساعدت توفیق

اِنّهُ خیرُ صاحبٍ و رفیق

کند از هر مقام و منزل نقل

تا شود متصل به عالم عقل

این به شرطی که اهل آن باشد

جوهرش از مقربان باشد

یا به اهل یمین کند پیوند

به توسط اگر بود خرسند

ور بود مثل طبع شیطانش

بخت سازد قرین خذلانش

حشر او را کنند با حشرات

عاقبت واجب است جمع شتات

شود آخر، به دیو و دد محشور

در ظلام نشیبگاه غرور

معنی مطلق صراط این است

پیش چشمی که پاک و حق بین است

از صراط آنچه مستقیم آید

رهبر جنّت و نعیم آید

سالکش ساکن جنان گردد

مورد رحمت و امان گردد

ره توحید، معرفت باشد

جاده تنگ معدلت باشد

که توسط میان اضداد است

انحراف از توسط، ایجاد است

شرط این ره شناس در هر حال

التزام صوالح اعمال

شرع و ملت، صراط حق باشد

سالکش بر سماط حق باشد

چون دم تیغ تیز، باریک است

بی چراغ دلیل، تاریک است

دیده راگر خدای نور دهد

در ریاضت، دل صبور دهد

می تواند سلوک این ره کرد

خامه این گفت و قصه کوته کرد

 
 
 
گنجور را از دست هوش مصنوعی نجات دهید!
عنصری

چون بیامد بوعده بر سامند

آن کنیزک سبک زبام بلند

برسن سوی او فرود آمد

گفتی از جنبشش درود آمد

جان سامند را بلوس گرفت

[...]

مسعود سعد سلمان

چیست آن کاتشش زدوده چو آب

چو گهر روشن و چو لؤلؤ ناب

نیست سیماب و آب و هست درو

صفوت آب و گونه سیماب

نه سطرلاب و خوبی و زشتی

[...]

ابوالفرج رونی

ثقة الملک خاص و خازن شاه

خواجه طاهر علیک عین الله

به قدوم عزیز لوهاور

مصر کرد و ز مصر بیش به جاه

نور او نور یوسف چاهی است

[...]

سنایی

ابتدای سخن به نام خداست

آنکه بی‌مثل و شبه و بی‌همتاست

خالق الخلق و باعث الاموات

عالم الغیب سامع الاصوات

ذات بیچونش را بدایت نیست

[...]

وطواط

الترصیع مع التجنیس

تجنیس تام

تجنیس تاقص

تجنیس الزاید و المزید

تجنیس المرکب

[...]