کار دل از آرزوی دوست به جانست
تا چه شود عاقبت که کار در آنست
کرد ز جان و جهان ملول به جورم
با همه بیداد و جور جان جهانست
عشوه دهد چون جهان و عمر ستاند
در غم او عشوه سود و عمر زیانست
عشق چو رنگی دهد سرشک کسی را
روی سوی من کند که رسم فلانست
بلعجبی میکند که راز نگهدار
روی به خون تر چه روز راز نهانست
خصم همی گویدم که عاشق زاری
خیره چه لعبالخجل کنم که چنانست
عاشقی ای انوری دروغ چگویی
راز دلت در سخن چو روز عیانست
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر درباره عشق و عواطف انسانی است. شاعر به بیان احساسات و دشواریهای ناشی از عشق پرداخته و نشان میدهد که عشق میتواند درد و رنج به همراه داشته باشد. او از زجر و تلاشهای خود برای حفظ عشق سخن میگوید و به تضاد بین زیبایی و دردهایی که عشق به همراه دارد، اشاره میکند. در نهایت شاعر به این نتیجه میرسد که عشق و رازهای آن نمیتوانند پنهان بمانند و حقیقت عشق آشکار است.
هوش مصنوعی: دل برای رسیدن به آرزوی دوست بسیار تلاش میکند و جانش را فدای این آرزو میکند، اما نمیدانیم که سرانجام این تلاش چه میشود، زیرا تمامی کارها به آن وابسته است.
هوش مصنوعی: از جان و دنیا خسته شدهام به خاطر ستم و ظلمی که میبینم، اما با تمام این نابرابریها، جان و جهان به خودی خود ارزشمند است.
هوش مصنوعی: دنیا خود را زیبا و دلربا جلوه میدهد، اما در نهایت عمر انسان را میگیرد. پس در غم عشق او، زیبایی و دلربایی در واقع نتیجهای منفی و ضرر به همراه دارد.
هوش مصنوعی: عشق مانند رنگی است که اشک کسی را به چهره میآورد و او را به سمتی میکشاند که مشخصهای خاص دارد.
هوش مصنوعی: عجب این است که نگهدار راز، در حالی که به خون تر شده، چه روزی را برای پنهان داشتن راز انتخاب کرده است.
هوش مصنوعی: دشمن به من میگوید که عاشق غمگینی چرا باید به این شکل خود را بیهوده نشان بدهم زیرا او اینگونه است.
هوش مصنوعی: ای انوری، عاشق بودن تو دروغ نیست، زیرا راز دلت همانند روز روشن آشکار است و نیازی به پنهان کردن آن در سخن نیست.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
باش! که آن پادشه هنوز جوانست
نیمرسیده یکی هزبر دمانست
این رمهٔ گوسفند سخت کلانست
یک تنه تنها بدین حظیره شبانست
از غیر جدا شدن سر میدانست
کار آن دارد که با تو در پیمانست
شاه جوانست و بخت ملک جوانست
کار جهان لاجرم بکام جهانست
تخت بنازد همی و در خور اینست
تاج ببالد همی و لایق آنست
ملک شهنشاه بین که ساحت عقلست
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.