باز آهنگ بلایی میکنی
قصد جان مبتلایی میکنی
با وفاداری که دربند تو شد
هر زمان قصد جفایی میکنی
کی شود واقف کسی بر طبع تو
زانکه طرفه شکلهایی میکنی
گه گهی گر میکنی ما را طلب
آن نه از دل از ریایی میکنی
کیمیای وصل تو ناید به دست
زانکه هر دم کیمیایی میکنی
هست هم چیزی درین زیر گلیم
یا مرا طال بقایی میکنی
گردی از عشاق کشتن شادمان
راست پنداری غزایی میکنی
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر از معشوقهاش شکایت میکند که با آهنگ و زیباییاش دلها را میرباید و باعث درد و ناراحتی دیگران میشود. او به وفاداریهایی اشاره میکند که در عشقش گرفتار شدهاند و از رفتارهای دوگانه معشوق گلایه دارد. شاعر میگوید که هر بار که معشوق صدای عشقش را به گوش میرساند، این لعن و نفرین بر دل او مینشاند و این زیبایی به سختی به دست میآید. در نهایت هم، شاعر به نوعی از ناامیدی و سردرگمی در عشق اشاره میکند و میپرسد آیا واقعاً کسی بر ماهیت واقعی معشوق واقف است یا نه.
هوش مصنوعی: تو دوباره به سمت من میآیی و قصد داری که جان کسی را به خطر بیندازی.
هوش مصنوعی: وفاداری من به تو همیشه پابرجاست، اما هر بار که قصد خیانت یا بیوفایی داری، این وفاداری در چنگال تو قرار میگیرد.
هوش مصنوعی: هیچکس نمیتواند به راحتی به باطن و شخصیت تو پی ببرد، چون تو همواره در حال تغییر و اظهار شکلهای متفاوتی از خودت هستی.
هوش مصنوعی: گاهی که ما را جستجو میکنی، این کار را نه از روی محبت واقعی، بلکه از روی تظاهر و ظاهرسازی انجام میدهی.
هوش مصنوعی: طلای وصل تو به دست نمیآید، زیرا هر لحظه تو به نوعی طلا را میسازی.
هوش مصنوعی: چیزی در زیر فرش وجود دارد یا بگذار بگویند که مرا تا زمانی طولانی زنده نگه میداری.
هوش مصنوعی: عاشقان را با کشتن خود شادمان میسازی، تو خود را در حال تغذیهای از این خوشحالی تصور میکنی.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
پادشاهی و گدایی می کنی
گنج داری بینوایی می کنی
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.