ای بندهٔ روی تو خداوندان
دیوانهٔ زلف تو خردمندان
بازار جمال روی خوبت را
آراسته رسته رسته دلبندان
در هر پس در مجاوری داری
گریان و در انتظار دل خندان
چندین چه کنی به وعده دربندم
ایام وفا نمیکند چندان
گویی مشتاب تا که وقت آید
گر خواهی وگرنه از بن دندان
از خوی بدت شکایتی دارم
کان نیست نشان نیک پیوندان
هجرت به جواب آن پدید آمد
گفت اینت غم انوری سر و سندان
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این شعر به عشق و انتظار اشاره میکند. او از زیبایی و جذابیت محبوب خود سخن میگوید و بیان میکند که عشق و انتظار او به سر میرسد. شاعر از درد و رنج ناشی از جدایی شکایت کرده و ابراز ناامیدی میکند که وعدههای محبوبش عملی نمیشود. در نهایت، او به تاثیرات منفی این جدایی و بدیهای خود اشاره میکند و به غم و اندوه ناشی از آن میپردازد. به طور کلی، متن درباره عشق و پیچیدگیهای آن، از جمله انتظار و جدایی، صحبت میکند.
هوش مصنوعی: ای بندهٔ زیبایی تو، افرادی که در خوشزیستی و محبت غرق شدهاند، مجنون و عاشق زلفهای تو هستند، ولی عقلای روزگار در برابر تو سر تسلیم فرود میآورند.
هوش مصنوعی: بازار زیبایی چهره محبوبت به طرز زیبایی پر از دلباختگان شده است.
هوش مصنوعی: در هر مکان که هستی، عدهای در حال گریه و در انتظار تو هستند، در حالی که دلهایشان شاد و خندان است.
هوش مصنوعی: چند بار میخواهی به وعدههایم امیدوار باشی؟ روزگار وفا نمیکند، حتی اگر بارها وعده دهم.
هوش مصنوعی: به نظر میرسد که باید صبر کنی تا زمان مناسب فرا برسد، اگر این خواستهات است، وگرنه این انتظار برایت بیفایده خواهد بود.
هوش مصنوعی: من از خلق زشت تو گلایهای دارم، زیرا این رفتار تو هیچ نشانهای از پیوندهای نیک و محبتآمیز ندارد.
هوش مصنوعی: هجرت (ترک وطن) به پاسخی رسید که نشان میدهد غم و اندوه او به خاطر جدایی و فاصلهای است که ایجاد شده.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.