گنجور

غزل شمارهٔ ۱۹۵

 
انوری
انوری » دیوان اشعار » غزلیات
 

دل باز به عاشقی درافکندم

برداد به باد عهد و سوگندم

پیوست به عشق تا دگرباره

ببرید ز خاص و عام پیوندم

برکند به دست عشوه از بیخم

تا بیخ صلاح و توبه برکندم

پندم بدهد همی شود در سر

این بار که نیک نیک دربندم

چون بستهٔ بند عاشقی باشم

کی سود کند نصیحت و پندم

از مرهم وصل فارغم زیرا

کز یار به درد هجر خرسندم

آخر شب هجر بگذرد بر من

گر بگذارند روزکی چندم

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول مفاعلن مفاعیلن (هزج مسدس اخرب مقبوض) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام