دل باز به عاشقی درافکندم
برداد به باد عهد و سوگندم
پیوست به عشق تا دگرباره
ببرید ز خاص و عام پیوندم
برکند به دست عشوه از بیخم
تا بیخ صلاح و توبه برکندم
پندم بدهد همی شود در سر
این بار که نیک نیک دربندم
چون بستهٔ بند عاشقی باشم
کی سود کند نصیحت و پندم
از مرهم وصل فارغم زیرا
کز یار به درد هجر خرسندم
آخر شب هجر بگذرد بر من
گر بگذارند روزکی چندم
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این شعر، از عشق و وابستگی به آن سخن میگوید. او عهد و پیمان خود را با عشق شکسته و در پی آن است که دوباره به عشق پیوند برقرار کند. او از عشوههای محبوبش دچار بیخودی شده و متوجه میشود که نصیحتها و پندها در مقابل عشق برای او بیفایدهاند. با وجود درد هجران، او از وصال معشوق خوشحال است و امیدوار است که شبهای هجر بگذرد و روزی دوباره به عشق برگردد.
هوش مصنوعی: دل خود را به عشق گشودهام و تمامی عهد و پیمانهایی که داشتم را به باد سپردم.
هوش مصنوعی: به عشق متصل شو تا بار دیگر از ارتباطم با افراد خاص و عمومی جدا شوم.
هوش مصنوعی: عشق مرا از ریشههای آشفتهام جدا کرد و من تصمیم به اصلاح خودم و ترک گذشته گرفتم.
هوش مصنوعی: این بیت به این معناست که هر گاه نصیحتی به من میرسد، در ذهنم جا میگیرد و به آن به خوبی توجه میکنم.
هوش مصنوعی: وقتی که درگیر عشق هستم و به شدت به آن وابستهام، نصیحت و پند دیگران به من فایدهای نخواهد داشت.
هوش مصنوعی: من نیاز به درمان عشق ندارم، چون از دوری محبوبم راضیام.
هوش مصنوعی: در آخر شب، درد فراق بر من میگذرد، اگر فرصتی باشد که چند روزی را سپری کنم.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.