مست و شادان در آمد از در تیم
کرده بیجاده جای در یتیم
زیر خط زبر جدش میمی
زیر زلف معنبرش صد جیم
زیر آن جیم طوبی و فردوس
زیر این میم کوثر و تسنیم
پشتم از جیم او چو جیم دو تا
بر من از میم او جهان چون میم
از نسیم گل و کلاله او
گل سوری همی ربود نسیم
چشمکانش چنانکه یوسف گفت:
ان ربی بکیدهن علیم
زلفکانش بجنگ من چون شست
او چو صیاد و من چو ماهی شیم
گه ببوسه دم مسیح نمود
گه بعارض نمود دست کلیم
از پی سی و دو ستاره او
رخم از خون چو جدول تقویم
گفت: مژده ترا، که عدل ملک
کرد عالم بخلق خویش و سیم
. . .
در بهشت و تو در میان جحیم
بی گنه مانده هشت سال بهند
چون گنه گار در عذاب الیم
چشمه مرغزار آهو شد
چشم بر روی شیر نر از بیم
زان براهیم باغ گشت آتش
زین براهیم خلد گشت جحیم
عالم از داد خسرو عادل
مانده در صد هزار ناز و نعیم
عیب وجرم تو آن که پر هنری
اینت عیب بزرگ و جرم عظیم!
دل چو کانون سینه چون آتش
کار نا مستقیم و حال سقیم
چه کنی حال خویش را پنهان؟
چه زنی طبل خیره زیر گلیم؟
نه همانا که هر که دید ترا
از هنر کرد بر همه تقدیم؟
حال خود شاه را بگوی و مترس
و توکل علی العزیز رحیم
ملک تاج بخش ملک ستان
قطب دین بوالمظفر ابراهیم
فتح با رایتش همیشه قرین
جود با راحتش همیشه ندیم
نعل پای کمیت ادهم او
چرخ را طوق و ماه را دیهیم
زخم او کوه را دو پاره کند
عدل او موی را کند بدو نیم
خشم او کل من علیها فان
عفو او یحیی العظام وهی رمیم
گر فلک سر بتابد از امرش
باز پس تر شود ز دیو رجیم
ملکا، خسروا، خداوندا
چشم عالم ندید چون تو کریم
گر بیاد تو می گرفتندی
نآمدی هرگز آیت تحریم
ملک هرگز ندید چون تو ملک
چون بزادی تو ملک گشت عقیم
شیر در تب همیشه از بیمت
زرد کرده چو دشمنانت دیم
سعد و نحس جهان همه یکسر
در سر تیغ تو نهاد حکیم
فکر من مدح تو نیارد گفت
مگرش فضل تو کند تعلیم
داد بنده عطا تو نیز بده
تا رهد این دل از عذاب الیم
تا بود کعبه و منا و صفا
تا بود معشر و مقام و حطیم
مر ترا باد در جلال مقام
دولتت باد سال و ماه مقیم
دشمنت باد همچو بنده اسیر
مانده در دست روزگار لئیم
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر حاوی ستایشی از مقام و شخصیت یک فرد بزرگ، احتمالا یک پادشاه یا شخصیت مذهبی، است. شاعر از زیباییهای ظاهری و باطنی این شخص سخن میگوید و به ویژگیهای او مانند بخشش، عدالت و قدرت اشاره میکند. او به بهشت و دوزخ به عنوان نمادهای دو حالت انسانی اشاره دارد و میسازد که با وجود گناهان، فرد مورد ستایش دارای فضایل برجستهای است که او را از دیگران متمایز میکند. همچنین در این شعر به قدرت خداوند و تأثیرات او در جهان نیز اشاره شده است. شاعر در پایان دعا میکند که فرد مورد ستایش بتواند به برکت و رحمت الهی دست یابد و دشمنانش به ذلت بیفتند.
هوش مصنوعی: یک فرد خوشحال و سرمست از در ورودی وارد شده و در مکان خاصی قرار دارد که برای یتیمان طراحی شده است.
هوش مصنوعی: زیر خط سرسیاهی که از موهای ریختهاش میآید، نام زیبای او با چندین حرف "ج" رمزآلود در دل دنیای او پنهان است.
هوش مصنوعی: در زیر حرف جیم، بهشت و نعمتهای عالی وجود دارد و در زیر حرف میم، آبها و سرچشمههای پاک و زلال قرار دارد.
هوش مصنوعی: پشت من از حرف "جیم" او مثل دو جیم میماند و جهانی که از حرف "میم" او به وجود میآید، شبیه به میم است.
هوش مصنوعی: نسیم به آرامی از گل و کلالهی او بوی گل سوری را به همراه میآورد.
هوش مصنوعی: چشمان او به گونهای است که گویی یوسف گفته است: "پروردگار من به زیبایی آنها آگاه است."
هوش مصنوعی: زلفهای او با من درگیرند، مانند شستن دست او که مانند یک صیاد عمل میکند، و من مانند ماهی در این ماجرا هستم.
هوش مصنوعی: گاهی با بوسهای شگفتانگیز، مانند مسیح عمل میکند و گاهی مانند کلیم (موسی) دست خود را به نمایش میگذارد.
هوش مصنوعی: صورت من مانند تقویمی است که پر از لکههای خون است، به خاطر غم و غصههایی که از عشق تو بر من مستولی شده و با یاد تو زخمهای قلبم را بازخوانی میکند.
هوش مصنوعی: او گفت: به تو مژده میدهم که پادشاه عدالت را در میان مردم و درخلق خود برقرار کرده است.
هوش مصنوعی: تو در بهشت زندگی میکنی، در حالی که من در عذاب و رنج هستم.
هوش مصنوعی: در مدت هشت سال به شدت به درد و رنج افتادهام، در حالی که هیچ گناهی نداشتهام و همچون یک گنهکار مجازات شدهام.
هوش مصنوعی: چشمه در دشت به علت ترس از شیر نر، به چشمان آهو تبدیل شده است.
هوش مصنوعی: از سوختن ابراهیم، باغ بهشت به وجود آمد و به همین دلیل جحیم شکل گرفت.
هوش مصنوعی: جهان به خاطر عدالت و انصاف خسرو، از فراوانی نعمت و خوشی در حالتی جذاب و خوشحال است.
هوش مصنوعی: اشکال و گناه تو در این است که با وجود این همه هنر و استعداد، همچنان به نقصها و ایرادات خود توجهی نداری. این خود یک عامل بزرگ برای سرزنش و انتقاد است.
هوش مصنوعی: دل مانند کانونی است که سینهاش چون آتش میسوزد و به خاطر این شعلهور بودن، حالتی ناپسند و بیماری گونه دارد.
هوش مصنوعی: حال و وضعیت خود را چگونه میخواهی پنهان کنی؟ چه کار میکنی که مشکلاتت را زیر پردهٔ آرامش مخفی نگهداری؟
هوش مصنوعی: آیا واقعاً هیچکس که تو را دیدن کرده، از هنر تو تحت تأثیر قرار نگرفته و تو را بر همه چیز دیگر ترجیح نداد؟
هوش مصنوعی: وضعیت شاه را بازگو کن و نترس، به خداوند بخشنده و توانای خود اعتماد کن.
هوش مصنوعی: پادشاهی که تاج میبخشد و شایسته حکومت است، قطب دین و حمایتگر ابراهیم، بوالمظفر است.
هوش مصنوعی: پیروزی همیشه با علم و شجاعت همراه است و بخشش و راحتی نیز همیشه با دوستی در کنار یکدیگر قرار دارند.
هوش مصنوعی: نعل پای کمیت ادهم به این معناست که نشانههایی از قدرت و عظمت در پاها یا قدمهای او وجود دارد که چرخوفلک (جهان) را تحت تأثیر قرار میدهد و ماه را به عنوان نماد زیبایی و مرتبهی بالا زینت میدهد. در واقع، اشاره به قدرت و تأثیر یک فرد بر دنیای پیرامونش دارد.
هوش مصنوعی: زخم عشق او میتواند حتی کوههای بزرگ را از هم جدا کند، و قدرت عدالت او میتواند مو را به دو نیم تقسیم کند.
هوش مصنوعی: خشم او تمام چیزی را که بر روی زمین است نابود میکند، اما بخشش او میتواند استخوانهای پوسیده را زنده کند.
هوش مصنوعی: اگر چه آسمان به خواست خود بچرخد، اما از فرمان خداوند باز نمیگردد و همچنان در مسیر راست و درستی قرار دارد.
هوش مصنوعی: ای پادشاه، ای سرور، ای خداوند! هیچ چشمی در جهان نبود که زیبایی و بزرگواری تو را ببیند.
هوش مصنوعی: اگر به یاد تو میافتادند، هرگز نمیآمدی که نشانهی منع است.
هوش مصنوعی: هیچ حکومت و سلطنتی هرگز مشابه وجود تو را ندیده است، زیرا با آمدن تو، سلطنت دچار خلأ و ناباروری شد.
هوش مصنوعی: شیر همیشه در حال تب و التهاب، به خاطر اضطراب تو رنگش زرد شده و نگهداری از تو، برایش دشوار شده است.
هوش مصنوعی: خیر و شر دنیا تماماً در دست تو قرار دارد، همانطور که دانشمند بزرگ از این مسئله آگاه است.
هوش مصنوعی: افکار من نمیتوانند به تو مدح و ستایش بگویند مگر اینکه علم و فضیلت تو آنها را آموزش دهد.
هوش مصنوعی: از تو درخواست میکنم که به من محبت و عطا کنی تا این دل از درد و رنج نجات یابد.
هوش مصنوعی: تا زمانی که کعبه، منا و صفا وجود داشته باشند، جمعیت و جایگاه و حطیم نیز وجود خواهند داشت.
هوش مصنوعی: باد به تو بوزد و در هالهای از عظمت، مقام و موقعیتت را پایدار نگه دارد و سالها و ماهها بر تو باقی بماند.
هوش مصنوعی: دشمنت را آرزو دارم که همچون بندهای در چنگال سرنوشت بد گرفتار باشد و نتواند رهایی یابد.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
صد هزار آفرینِ ربِّ علیم
باد برابرِ رحمت ابراهیم
آفتابِ ملوکِ هفت اقلیم
که بدو نوشد این جلالِ قدیم
از پی خرّمیِ باغِ ثنا
[...]
حاجیان آمدند با تعظیم
شاکر از رحمت خدای رحیم
جسته از محنت و بلای حجاز
رسته از دوزخ و عذاب الیم
آمده سوی مکه از عرفات
[...]
ای نسیم صبا تحیت من
برسان نزد خواجه ابراهیم
آنکه چون خلق او نداند بود
در بهاران به باغ بوی نسیم
ای کریمی که در کرم چون تو
[...]
روی بازار ملک هفت اقلیم
پشت حق بوالمظفر ابراهیم
شهریاری که طول عرض فلک
همتش را نیامدست جسیم
کوه با حلم او به مایه سبک
[...]
ای علایی ببین و نیک ببین
که زمانه ستمگریست عظیم
گه ز چوبی کند دمنده شنکج
گه ز گوسالهای خدای کریم
هر کرا فضل نیست نیم پشیز
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.