چه خرمی است که امروز نیست زنگان را
چه فرخی است کزو بهره نیست کیهان را
بهار و کام طرب تازه می کند دل را
ضیاء انس و فرح زقه میدهد جان را
بدشت جلوه گری عرضه داد بار دگر
سپهر کوش گرفته مزاج نیسان را
چو کودکان بد بستان آخشیج آورد
صبا مشاطه ی خوش قامتان بستان را
خجسته مقدم قاضی القضاب رکن الدین
بسان خلد بیاراست خاک زنگان را
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر توصیف زیباییها و شادمانی طبیعت است که به نظر میرسد در زنگان (منطقهای در ایران) وجود ندارد. شاعر به بهار و شادیای که دل را تازه میکند اشاره میکند و از زیباییهای طبیعت و تأثیر آن بر روح و روان انسانها سخن میگوید. او همچنین به جلوههای زیبای دشت و تأثیر مثبت قاضی القضاب رکن الدین بر زنگان اشاره میکند و به نوعی فضایی از خلسه و سرور را در این منطقه ترسیم میکند.
هوش مصنوعی: چه خوشی و شادی است که امروز برکت و لذت از زندگی زنگان و مردم را از ما گرفته است. چه سعادتی است که از آن بیبهرهایم و کیهان و دنیا را نمیتوانیم درک کنیم.
هوش مصنوعی: بهار و لذت شادی، دل را تازه میکند و نور دوستی و خوشحالی، جان را شاداب میسازد.
هوش مصنوعی: در باغ، زیبایی دوباره خود را به نمایش گذاشت و آسمان، حال و هوای بهار را اصلاح کرده و به سرسبزی و تازگی آن کمک کرد.
هوش مصنوعی: زمانی که باد نرم و ملایم میوزد، مانند کودکان بازیگوش میآید و آنچه را که لازم دارد به همراه میآورد؛ به مانند آرایشگری که به زیبایی، قامت افراشته باغبانان را تزیین میکند.
هوش مصنوعی: ورود قاضی القضات رکن الدین به شهرستان زنگان همچون بهشت، زمین را زیبا و دلانگیز کرده است.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
به نام نیک تو خواجه فریفته نشوم
که نام نیک تو دام است و زرق مر نان را
کسی که دام کند نام نیک از پی نان
یقین بدان تو که دام است نانْش مر جان را
سلام کن ز من ای باد مر خراسان را
مر اهل فضل و خرد را نه عام نادان را
خبر بیاور ازیشان به من چو داده بُوی
ز حال من به حقیقت خبر مر ایشان را
بگویشان که جهان سرو من چو چنبر کرد
[...]
شریف خاطر مسعود سعد سلمان را
مسخرست سخن چون پری سلیمان را
نسیج وحده که نو حُلّهای دهد هر روز
زکارگاه سخن بارگاه سلطان را
ز شادی ادب و عقل او به دار سلام
[...]
لب تو طعنه زند گوهر بدخشان را
رخ تو طیره کند اختر درفشان را
به بوسه لب تو تهنیت کنم دل را
به دیدن رخ تو تربیت دهم جان را
به جان تو که پرستیدن تو کیش من است
[...]
خوشا مطالعه کردن جمالِ بستان را
به موسمی که صبا تازه می کند جان را
میانِ باغ خرامان گرفته دست به دست
نگارِ سیب زنخدانِ نار پستان را
قدح به دور بگردان دمادم ای ساقی
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.