خاتون زمان بدست شبگیر
برداشت ز چهره پرده قیر
شب کحل شد و چو مردم کهل
آمیخت سواد قیر با شیر
نور رخ یوسف سماوی
پرتاب زد از معقر بیر
چشم خوش اختران فرو بست
از غمزه، بخنده تبا شیر
سرحان سحر قضیب دنبال
در قوسه چرخ راند چون تیر
او تار زبانه های او تار
بر چنگ افق کشید تقدیر
پس، دست زنان خروس قوال
آهنگ بلند کرد، بر زیر
من نیم غنوده نیم بیدار
کامد نفس شمال شبگیر
در طره ودیعه های نافه
در جیب خزانه های اکسیر
سردو تر و خوش مزاجی اورا
همچون دم غمکنان بتأثیر
برخاستمش بپای حرمت
بر دست نهاده دست تو قیر
جانم بزبان عذر گویا
کای عکس نمای چرخ تزویر
ای هفت زمین ز تو بنزهت
وی هشت جنان زتو بتشویر
راغ از تو، پر از متاع خرخیز
باغ از تو، پر از نکار کشمیر
بر شاخ کنی ز غنچه امرود
بر آب نهی، ز لرزه زنجیر
لاله ز تو در قبای اطلس
گلبن ز تو، در دواج تعطیر
آیا، خبر از کجات پرسم
گفت، از در خسرو جهانگیر
کسری دویم. مظفرالدین
کافکند ملوک را بتسکیر
خسرو قزل ارسلان که تیغش
بهرام دلی است مهر تنویر
شاهی که ز عکس برق رمحش
بینائی چشم ماه شد، خیر
در نیم شبان بنوک پیگان
بر کفله مور بست تشمیر
عقلی است مثال داده مطلق
روحی است قبول کرده تصویر
خلق ملکیش بر کشیده
از دیو، لباس نفس تشریر
در رزم، شهاب ناوک او
بربود، زران یوز تخسیر
اقطاع ابد بنام او کرد
صاحب دیوان دور تقریر
کز بهر چو تو خلف گرانید
خاک آدم به آب تخمیر
ای راوی مدح تو افاضل
وی چاکر صدر تو مشاهیر
توقیع تو، منشی فلک را
در دست برنده کلک زنجیر
جولانکه نور و ظل، بقسمت
از عرصه ملک توست یک تیر
در تربیت دماغ نامت
جلغوزه کردک تنک ویر
وز بهر علاج روح بیمار
خلق تو مفرح و تبا شیر
هرچند که دشمنانت خیرند
ده ده بیکی بطانه چون سیر
چون قد پیاز، مثله گردند
از تیغ تو در مقام تعزیر
زین پس بسعادت از تو یک عزم
وز بخت صد اتفاق تیسیر
بنده که ز بارگاه دانش
دارد به سخنوری مناشیر
بازی است جهان شکار کاو را
شیران معانی اند نخجیر
مرغان دارد، زمانه لیکن
مرغ ارزن نه مرغ انجیر
گرچه ز گریز گاه زنگان
در دام تحسر است و تحسیر
افسرده چو آب، در دم دی
پژمرده چه شاخ، در مه تیر
دستی همه حلق، همچو ملعق
جانی همه رخنه همچو کفگیر
از وجه تقاعد ار چه رفته است
بر بنده هزار گونه تقصیر
آن فائت را قضا توانکرد
گر باشد در وفات تاخیر
در بندگی ی چنان چه لذت
در زندگی ی، چنین چه توقیر
بی شاه و امیر زندگانی
آه از سبکی چنان گران میر
هرچند نه دل پذیر عذر است
اینجا زره قضا و تقدیر
با عفو شه آنقدر توان گفت
کای عذر پذیر، عذر بپذیر
ایوان سپهر باد، صدرت
شاگرد وثاق تو مه و تیر
با هم بموافقت نشسته
زایزد تقدیر و از تو تدبیر
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شعر به توصیف زیباییها و نعمتهای خاصی میپردازد که از وجود یک شخصیت مهم، که بهنوعی نماد قدرت و نور است، نشأت میگیرد. شاعر با استفاده از تصاویری زنده، به توصیف چشمنواز ستارهها و نورها میپردازد و به شکوه و جلال این شخصیت اشاره میکند. زیباییهای او مانند شیرینترین خوابها و شیرینیهای زندگی توصیف میشود. در ادامه، او به جلال پادشاهی و اقتدار او میپردازد و به نعمتهای زندگی تحت سلطه او اشاره میکند. این شخصیت نهتنها قهرمان اساطیری است، بلکه در رزم و درگیریها نیز موثر و قوی نشان داده میشود. همچنین شاعر بر معانی عمیق و پیچیدگیهای زندگی و تقدیر تأکید میکند و به قدرت هنر و کلام در بیداری و تفکر انسانی اشاره دارد. در نهایت، تأکید بر نیاز به همراهی و موافقت در زندگی و تقدیر وجود دارد.
هوش مصنوعی: یک زن برجسته و باوقار، در شب با استفاده از ابزاری خاص، پردهای تاریک را از چهره خود کنار زد.
هوش مصنوعی: شب تاریک و سیاه شد و مانند افرادی که در میانسالی به سر میبرند، رنگ سیاهی مانند قیر با رنگ روشنی شبیه به شیر ترکیب شد.
هوش مصنوعی: نور چهره یوسف از آسمان در دل ما تابیده است.
هوش مصنوعی: چشم زیبا و شاداب دختران ستاره، به سبب غمزهای آرام و زیبا به خواب رفته است.
هوش مصنوعی: در صبحگاهان، جوانی چابک و شجاع با سرعت و چالاکی زیاد بر اسبش سوار شده و زین بر تن اسب زده است، گویا که مانند تیر پرتاب میشود.
هوش مصنوعی: او با نواختن تار، سرنوشت را بر چنگی که در افق است نوازش میکند.
هوش مصنوعی: پس، هنگامی که خروس آوازش را بلند کرد و شروع به خواندن کرد، دست زنان به سمت او دراز شد.
هوش مصنوعی: این بیت بیان میکند که من در حالتی بین خواب و بیداری قرار دارم و نفس خنک شب را حس میکنم.
هوش مصنوعی: در گوشههای موی زیبای او، گنجینهای از گنجها و نعمتهای ارزشمند نهفته است.
هوش مصنوعی: آن شخص سرد و در عین حال خوشخلق است، مانند هوای دلگیر که بر روی احساسات تأثیر میگذارد.
هوش مصنوعی: از جای خود برخاستم و به خاطر احترام تو، دستم را روی دست تو گذاشتم.
هوش مصنوعی: ای جانم، به زبانی از عذر و توبه سخن بگو که تو نمایانگر واقعیتهای زندگی و بازیهای دورنگی هستی.
هوش مصنوعی: ای هفت زمین به خاطر تو زیبا و پر نورند و ای هشت بهشت، تقدیرشان از توست.
هوش مصنوعی: این بیت به توصیف شگفتیها و زیباییهای ناشی از حضور و تأثیر یک شخص یا چیز خاص اشاره دارد. دو مکان متفاوت، یکی باغ و دیگری کشمیر، در به وجود آمدن ثروت و سرزندگی به تصویر کشیده شدهاند. باغ پر از محصولات و نعمتهاست و کشمیر با زیباییهایش شناخته میشود. در واقع، این بیت به قدرت و تأثیر مثبت فرد مورد نظر بر محیط و طبیعت اشاره دارد.
هوش مصنوعی: این جمله به تصویر کشیدن صحنهای شاعرانه و زیباست. رشتهای که روی درختی قرار دارد، مانند یک غنچه از شکوفههای امرود به نظر میرسد و اگر به آب انداخته شود، حرکت آن باعث ایجاد لرزشهایی در زنجیر میشود. این توصیف میتواند نماد خلاقیت و زیبایی طبیعی باشد که در زندگی روزمره ما وجود دارد.
هوش مصنوعی: گل لاله به خاطر تو در لباس ابریشمی زیباست و گلابی که در این عطر وجود دارد، از توست.
هوش مصنوعی: از کجا میتوانم دربارهات بپرسم، او گفت، از درگاه پادشاه بزرگ.
هوش مصنوعی: کسری دوم، مظفرالدین، پادشاهان را به تسلیم واداشت.
هوش مصنوعی: خسرو قزل ارسلان که شمشیرش دل شجاع بهرام را روشنی میبخشد.
هوش مصنوعی: شاهی که به خاطر زیبایی و جلوهی شمشیرش، چشمها را مینوازد و توجه همه را جلب میکند، خوشبخت و خوششانس است.
هوش مصنوعی: در نیمههای شب، پیراهن زرق و برقدار بر گروه و مجموعهای از مورچگان پوشیده شده است.
هوش مصنوعی: عقل مانند مثالی است که به روح مطلقی شباهت دارد و تصویری را که دریافت کرده، میپذیرد.
هوش مصنوعی: آفریدگان او به ویژگیهای فراطبیعی و قدرتهای بالا شبیهاند، اما در عین حال تحت تأثیر خواستهها و تمایلات دنیوی نیز قرار دارند.
هوش مصنوعی: در میدان جنگ، تیر او مانند شهاب به سرعت و دقت به هدف میرسد و مانند یوزی مهاجم و تند است.
هوش مصنوعی: در اینجا به معنای این است که کسی به توفیق و عزت دست یافته و در دورهای خاص، نام او به عنوان مدیری بزرگ و صاحب نفوذ بر دولتمردان و در ادارهی امور کشور ثبت شده است. این نشان از مقام و منزلت او در جامعه و نقشی که در تاریخ ایفا کرده، دارد.
هوش مصنوعی: به خاطر کسی مانند تو، خاک انسان به آب تخمیر تبدیل میشود و در نتیجه دوگانهای از وجود را به وجود میآورد.
هوش مصنوعی: ای راوی، تو در ستایش خود برتریهایی داری و من نیز نوکری برای تو و مشهورانی هستم که در کنار تو قرار دارند.
هوش مصنوعی: امضای تو، قلمی است که در دست نویسنده آسمانها، زنجیری را به حرکت درمیآورد.
هوش مصنوعی: نور و سایه، بخشی از سرزمین تو هستند و در این سرزمین، مانند یک تیر بر حرکتی آغازین هستند.
هوش مصنوعی: در پرورش و تربیت، هوش و ذکاوت تو مانند میوهای کوچک و نازک رشد کرده است.
هوش مصنوعی: برای درمان روح بیمار مردم، تو مایه خوشحالی و شادی هستی.
هوش مصنوعی: با وجود اینکه دشمنانت به تو خیر میخواهند، اما خوبیشان مانند دروغی است که از دهان کسی بیرون میآید؛ یعنی به ظاهر خوب هستند، ولی در باطن ناپسند.
هوش مصنوعی: وقتی که کسی با شمشیر تو مجازات میشود، همانند پیاز تکهتکه میشود.
هوش مصنوعی: از این پس برای رسیدن به خوشبختی، باید عزم و ارادهای از سوی تو داشته باشی و بختت هم با صدها اتفاق خوب تو را یاری کند.
هوش مصنوعی: کسی که از مقام علمی و دانایی برخوردار است، در سخنوری و بیان خود برجسته و منحصر به فرد است.
هوش مصنوعی: دنیا مانند یک بازی است که در آن شکارچیان، همچون شیران، به دنبال معانی و مفاهیم عمیق میگردند تا آنها را شکار کنند.
هوش مصنوعی: دنیا پر از موجودات و زیباییهاست، اما برخی چیزها از ارزش و کیفیت بیشتری برخوردارند. در واقع، چیزهای بزرگ و با ارزش، همیشه در دسترس نیستند و ممکن است به راحتی نتوانیم به آنها دسترسی پیدا کنیم.
هوش مصنوعی: هرچند از جایی که زنگان فراری هستند، در حالتی از اندوه و افسوس به سر میبرند.
هوش مصنوعی: در اینجا به حالتی اشاره شده که فردی مانند آب افسرده و بیحالت است و در مقایسه با یک شاخه درخت که در تاریکی و ابهام قرار دارد، پژمرده و بیروح به نظر میرسد. این تصویرگری نشاندهنده نوعی ناامیدی و سردرگمی است.
هوش مصنوعی: دستها همه حلقهای هستند و مانند قاشقاند، روح و جان هم در همه جا مانند کفگیر حضور دارند.
هوش مصنوعی: اگرچه بر من گناهان زیادی رفته است، اما این موضوع به دلیل مَسألهای است که به آن دچار شدهام.
هوش مصنوعی: اگر در مرگ تأخیری نیفتد، سرنوشتی که نوشته شده است، قابل تغییر نیست.
هوش مصنوعی: در خدمتگذاری به گونهای لذت وجود دارد که در زندگی عادی نمیتوان آن را یافت.
هوش مصنوعی: زندگی بدون پادشاه و سردار، بسیار سخت و سنگین است و از این وضعیت آهی میکشم.
هوش مصنوعی: هرچند که این عذر خیلی خوشایند نیست، اما اینجا به نیروی سرنوشت و تقدیر برمیگردد.
هوش مصنوعی: با بخشش پادشاه، میتوان گفت که ای کسی که عذرها را میپذیری، عذر مرا نیز قبول کن.
هوش مصنوعی: ایوان آسمان، دل و جان تو همچون تیر و ماه درخشان است.
هوش مصنوعی: تقدیر و سرنوشت به توافق رسیدهاند و تدبیر و برنامهریزی از سوی تو انجام میشود.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
گفتم که پیامبری تو یا پیر
گفت او که دوئی ز راه برگیر
دل پردهٔ عشق توست برگیر
جان تحفهٔ وصل توست بپذیر
تن هم سگ کوی توست دانی
دانم که نیرزدت به زنجیر
گفتی که بجوی تا بیابی
[...]
هم در تو به صد هزار تشویر
دارد رقم هزار تقصیر
ای رای تو بر سپهر تدبیر
صورتگر آفتاب تقدیر
راز کره پیاز مانند
پیش دل تو برهنه چون سیر
آن کیست که میرود به نخجیر
پای دل دوستان به زنجیر
همشیره جادوان بابل
همسایه لعبتان کشمیر
این است بهشت اگر شنیدی
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.