ای کلک تو بر لوح عطارد زده ابجد
عنوان نسب نامه آدم باب وجد
هم کاهل هامونی با حلم تو مسرع
هم شبرو گردونی با عزم تو معقد
بر مفرش صدر تو پی عزت جاوید
در سایه قدر تو سر دولت سرمد
جز رای تو در تیه معانی نبرد راه
جز حزم تو بر راه حوادث نکشد سد
در موکب اقبال علمدار جلالت
بر چتر سپهری زده یک گوشه مطرد
در مسند همت بنشین زانکه ضیاها است
از خاک کف پای تو تا دیده فرقد
دشمن چه شنیده است و چه دیده است زتوباس
تا بر غر تزویر زند بانک مؤید
تا شست قضا در کشد این تیر جگر دوز
تا دست قدر برکشد این تیغ مغمد
هم خوابه کین تو هم از بارقه خشم
بر خرده الماس کند عرصه مرقد
در مجلس تادیب تو چون سوسن و نرگس
از بیم زبان لال وز غم دیده مشهد
زرین قلم چرخ شود نکته بینش
زان لفظ گهر بار بر این لوح زبر جد
نه پایه افلاک مرصع ز پی توست
بر منبر چوبین چه نهی بیهده مسند
گر، دیده کان طلعت زیبای تو بیند
پیش رخ خورشید به بندد تتق رد
بر سلسله خط تو بگذشت خرد گفت
صد پای معانی است بهر حلقه مقید
احسنت زهی ذات تو در مبدأ ترکیب
از شرکت طبع آمده چون عقل مجرد
خاک در میمون تو، اکسیر سعادت
وز وی شده عز ابدی عز مخلد
تو کعبه فضلی و من از دور تو محروم
لبیک زنان روی نهاده سوی مقصد
آن باز سپیدم که بیک صولت پرواز
بر شیر سیه تنک کنم عرصه مصید
شب طره مشگین نفشاند به تبرک
گر مدخنه طبع تو تنک آمده بد قد
تا پای بشویند عروسان نکاتم
در شیشه ی مه گرده گلابیست مصعد
یک رمز مرا کاتب علوی بنویسد
چون کار بشرح اند، در این هفت مجلد
پیش تو میان بستم چون رمح ز دینی
گوهر ز زبان رسته چون تیغ مهند
در چشم عدو خارم و بر خد ولی خال
پالایش این چشمم و آرایش آن خد
خاری که ز زخمش شود آن دیده معذب
خالی که ز لطفش شود این چهره مورد
بر رغم جهانی چه شود، گر چو منی را
اسباب مرتب کنی احوال ممهد
نیکو نبود گر پس از ایمان مدیحت
طبعم به ثنای دگری گردد مرتد
زان پس که خضر وار سپردم ره دریا
سجاده سبز آرم بر صرح ممرد
تا درع سیه عیبه مه را گند از نور
زرادی خورشید بزر آب مزّرد
از سم براق تو هلالی که بیفتد
بادا شده زو گردن خورشید مقلد
هم نام تو بر دیده اقبال منقش
هم عهد تو، با مدت ایام مؤکد
بر دوش من از بخشش تو دیبه معلم
در کوش تو از مدحت من در معقد
عرض تو چو علم تو ز آفات منزه
رسم تو چو اسم تو در آفاق محمد
دین ساخت عمادی ز تو ایوان شرف را
بادا، بتو این ایوان تا حشر معمد
در تهنیت روزه چگویم که جهان را
هر روز بدیدار تو عیدی است مجدد
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر، که به ستایش و تمجید از شخصیت والا و بزرگی میپردازد، به بررسی ویژگیها و فضایل فرد مورد نظر میپردازد. شاعر با استفاده از تشبیهها و تصاویر زیبا به توصیف علم و فضیلت، عزت و قدرت، و نقشی که این فرد در جهان دارد، میپردازد. او بر این عقیده است که این شخصیت با علم و دانش خود، در میان مردم برجسته است و در هر زمینهای که وارد میشود، [[تأثیرگذار]] و مؤثر خواهد بود. همچنین، در این شعر به رابطه عمیق شاعر با آن شخصیت اشاره میشود و بر این نکته تأکید میکند که هر روز دیدار با او برای شاعر مانند یک عید است. به طور کلی، شعر نشاندهندهٔ عشق، احترام و ارادت شاعر به این شخصیت بزرگ است.
هوش مصنوعی: ای قلم تو که بر صفحهٔ عطارد (که نماد دانش و علم است) حروف ابجد را نوشتهای، عنوان و نسبنامهٔ آدم (انسان) را به زیبایی ترسیم کردهای.
هوش مصنوعی: این بیت به نوعی به تضاد بین دو حالت اشاره دارد. یکی از آنها در ارتباط با افرادی است که با صبوری و حوصله، کارهای خود را به آرامی انجام میدهند و دیگری مربوط به کسانی است که با عزم و اراده قوی به پیش میروند و به سرعت جلو میآیند. به عبارت دیگر، در اینجا فردی با مرتبهای از صبر در برابر کسانی قرار دارد که با تصمیم و اراده قوی میکوشند تا به نتیجه برسند.
هوش مصنوعی: بر روی فرش زیبا و مجلل تو، مقام و شخصیت جاودانی نصیب میشود و در سایه عظمت تو، سرافرازی و خوشبختی ابدی برقرار است.
هوش مصنوعی: تنها نظر تو در دنیای معانی راهگشا نیست و جز تدبیر تو، هیچ چیزی نمیتواند مانع پیش آمدن حوادث شود.
هوش مصنوعی: در جمع خوشبختی و موفقیت، یک علمدار بزرگ با شکوه بر زیر چتری از آسمان، نشسته است و در گوشهای آرامش دارد.
هوش مصنوعی: بر روی جایگاه بلند همت بنشین، چراکه درخشش تو از خاک پای تو تا چشمان ستارهها دیده میشود.
هوش مصنوعی: دشمن چه چیزهایی از تو شنیده و دیده که به خاطر آنها با فریب و نیرنگ به تو حمله کند و به خود ببالد؟
هوش مصنوعی: زمانی که تقدیر به کار خود مشغول شود، این تیر به دل مینشیند و جراحات به وجود میآورد؛ اما وقتی که قدرت الهی وارد عمل شود، این زخمها به زودی بهبود مییابند و درمان میشوند.
هوش مصنوعی: دوست من، اینجا به وجود خشم و کینهای اشاره شده که همچون جرقههایی نورانی بر روی الماسهای شکستهای نشسته است. این خشم نهتنها بر روی سطح آرامش تأثیر میگذارد، بلکه میتواند فضای راحتی و آرامش را دستخوش تغییر کند و نشاندهندهی تضاد و تنش در زندگی است.
هوش مصنوعی: در محفل تربیت تو، مانند گلهای سوسن و نرگس به خاطر ترس از زبانِ گزنده و غمِ دیده، خاموش و بیصدا هستیم.
هوش مصنوعی: در زیر آسمان آبی، با دقت و توجه به کلمات ارزشمند، جملات زیبا و پرمعنا روی صفحهای سخت و مقاوم نوشته میشود.
هوش مصنوعی: این بیت به این معناست که انسانهای بزرگ و معتبر هیچگاه نمیتوانند در زمینهای بیارزش و بیاساس تکیه کنند. اگرچه ممکن است زیباییهای ظاهری وجود داشته باشد، اما در نهایت، ارزش واقعی به محتوا و بنیاد مادی و معنوی برمیگردد.
هوش مصنوعی: اگر چهره زیبای تو را ببیند، حتی قبل از تابش خورشید، چشمانش را بسته نگه میدارد.
هوش مصنوعی: خرد به من گفت که در زنجیرهی خط تو، معنیهای فراوان و عمیقی وجود دارد و هر بند یا حلقهای که به آن متصل است، معنای خاص خود را دارد.
هوش مصنوعی: بسیار خوب است، تو در آغاز آفرینش از ترکیب و هماهنگی طبیعت به وجود آمدهای، مانند عقل پاک و مستقل.
هوش مصنوعی: خاک تو، به مانند یک روح درخشان، مایهی خوشبختی و جاودانگی است و از آن عزتی بیپایان به وجود آمده است.
هوش مصنوعی: تو مظهر فضیلت و نیکی هستی و من از دوری تو محروم ماندهام، با شور و شوق به تو لبیک میگویم و رو به سوی هدفم دارم.
هوش مصنوعی: من پرنده سفیدی هستم که با یک پرواز قوی میتوانم بر روی شیر سیاه تسلط یابم و آن را شکار کنم.
هوش مصنوعی: شب تاریک موهای مشکی تو را به روشنی افکند، اگر دل تو در قید و بند باشد و به کندی پیش برود.
هوش مصنوعی: عروسهایی که برای شستن پاهایشان آمدهاند، بر روی شیشهای که حاوی مه و عطر گل است، نکاتی را یادداشت کردهاند.
هوش مصنوعی: یک راز از من را نویسنده برجسته بنویسد، چون کارها به تفصیل بیان شدهاند، در این هفت جلد.
هوش مصنوعی: در حضورت خود را مانند نیزهای محکم و استوار قرار دادهام و زبانم مانند شمشیری تیز و برنده است که گوهر دانش را از آن بیرون میآورم.
هوش مصنوعی: در نگاه دشمن، برای او به مانند خار و آزاردهنده هستم، اما در مقابل محبوبم، آن شخص دارای خال، به زیبایی و زینتبخش چشمان من است.
هوش مصنوعی: آن نگاه دردآلود که از زخمهایش سر برآورده، مانند خاری آزاردهنده است، در حالی که این چهره زیبا، بر اثر لطف و محبتش، سرشار از جذابیت و لطافت است.
هوش مصنوعی: اگر در دنیا اتفاقات زیادی بیفتد، چه تأثیری دارد؟ وقتی که تو بتوانی شرایط را برای کسی مانند من فراهم کنی و او را در وضعیت مناسبی قرار دهی.
هوش مصنوعی: نیکو نیست اگر پس از ایمان، طبع من به ستایش دیگری تغییر کند و به کفر برگردد.
هوش مصنوعی: پس از اینکه مانند خضر، راه دریا را پیش گرفتم، فرش سبز را بر بالای ساختمان مرمری میافکنم.
هوش مصنوعی: تا زمانی که در لباس سیاه خود، عیب و نقص مه را از نور درخشنده خورشید پنهان کنم، زندگی همچنان با تلاطم و شگرفی ادامه خواهد یافت.
هوش مصنوعی: از زیبایی و درخشندگی تو، هلالی بوجود میآید که اگر رها شود، همانند گردن خورشید میدرخشد و از آن تقلید میکند.
هوش مصنوعی: نام تو روی چهرهی خوشبختی من نقش بسته و پیمان تو، با گذشت زمان، تأکید شده است.
هوش مصنوعی: بر دوش من از بخشش تو دیبۀ معلم است، برای کوشش تو در مدح من در معقد. این جمله به این معناست که من از لطف و بخشش تو بهرهمند شدهام و افتخار من به تلاش تو در ستایش و تقدیر از من است.
هوش مصنوعی: درخواست تو مانند دانش تو از آلودگیها پاک است و رفتار تو مانند نام تو در جهانی که به محمد شناخته میشود، است.
هوش مصنوعی: ای کاش، ایوان شرف به واسطه تو بنا شده باشد و این بنا تا روز قیامت برپا بماند.
هوش مصنوعی: در روزه مخصوصی، میتوانم بگویم که هر روز برای من دیدن تو مثل عید تازهای است.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
وان سیب چو مخروط یکی گوی تبرزد
در معصفری آب زده باری سیصد
بر گرد رخش بر، نقطی چند ز بسد
وندر دم او سبز جلیلی ز زمرد
با آن نبرد هیچکس از ماء معین نام
با این نکند هیچکس از خلد برین یاد
شادست به تو دولت و شادی تو بهدولت
همواره چنین خواهم و همواره چنین باد
امروز شد از جاه تو آراسته مسند
و امروز بخندید گل شرع محمد
قطب فلک دولت ابو نصر محمد
آن بخت بدو بوده موافق چه دو فرقد
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.