ای کز ستم غم تو یک دل نرهد
کس دل ندهد ترا که جان هم ندهد
از چنگ دو ابرو و دو چشمت نرهم
یک صید ز چار چنگ بیرون نجهد
یک صید ز چار چنگ بیرون نجهد
ای کز ستم غم تو یک دل نرهد
کس دل ندهد ترا که جان هم ندهد
از چنگ دو ابرو و دو چشمت نرهم
یک صید ز چار چنگ بیرون نجهد
یک صید ز چار چنگ بیرون نجهد
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این ابیات شاعر به حسرت و غم ناشی از جدایی معشوق اشاره میکند. او میگوید که هیچکس نمیتواند به اندازه او به محبوبش عشق ورزد و دلش را به او بدهد. او از چشمان و ابروهای محبوبش به نوعی تسلط دچار است و به نوعی مانند صیدی در چنگال او گرفتار است که نمیتواند رهایی یابد. به طور کلی، ابیات بیانگر عواطف عمیق و اسیر در محبت است.
هوش مصنوعی: ای کسی که از شدت ظلم و غم تو، هیچ دلی آرام نیست، هیچکس نمیتواند به تو محبت کند، چرا که حتی جانش را هم برای تو نخواهد داد.
هوش مصنوعی: من نمیتوانم از دلبستگی و جذابیت ابروها و چشمانت فرار کنم، چون در دام دو چشمت گیر افتادهام و هیچ راهی برای رهایی از این گرفتاریم نیست.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
آنی که ز کبر ما نپسندی مهد
قسمم ز تو خارست ز گل زهر از شهد
در عشق توام سود نمی دارد جهد
چون لاله سیه دلی و چون گل بد عهد
هر تیر کز این طبع چو الماس جهد
بر دیده مهش جای چو بر جاس دهد
در طاس فلک فتاده آوازه من
تا کیست که دست رد بر این طاس نهد
چون غمزهٔ تو جادویی آغاز نهد
ممکن نبود که هیچ غمّاز جهد
بر هم زدهای همه جهان در نفسی
آخر که جهان به دست تو باز دهد
درویش ز درویشی از آن می نرهد
کاین دهر درم به جای خود می ننهد
آن را که دل است هیچ درویشی نیست
و آن را که به دست است دلش می ندهد
گر دولت درد دین ترا دست دهد
یا باد ارادت و طلب بر تو جهد
یا موی کشان ترا بر شیخ برد
یا او بدواسبه روی سوی تو نهد
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.