ای برده سبق جمالت از حسن ملک
خطت ز دلم حرف طرب ساخته حک
تا چنگ بدامن وصالت نزنم
خوشدل نشوم ز ساز نه چنگ فلک
خوشدل نشوم ز ساز نه چنگ فلک
ای برده سبق جمالت از حسن ملک
خطت ز دلم حرف طرب ساخته حک
تا چنگ بدامن وصالت نزنم
خوشدل نشوم ز ساز نه چنگ فلک
خوشدل نشوم ز ساز نه چنگ فلک
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر دربارهی زیبایی و جذابیت کسی است که شاعر به او عشق ورزیده است. شاعر میگوید که تنها با دیدن زیبایی معشوقش دلش شاد میشود و تنها در صورتی خوشحال است که به وصال او برسد. در غیر این صورت، هیچ چیزی مانند ساز و آواز دنیا نمیتواند او را شاد کند.
هوش مصنوعی: ای کسی که زیباییات از حسن و زیبایی دیگران پیشی گرفته، خط زیبایت از دل من حرفهای شاد و خوشی ساخته است.
هوش مصنوعی: تا زمانی که به وصالت دست نیابم، شاد نخواهم شد؛ نه صدای دلنشین ساز مرا خوشحال میکند و نه نغمههای آسمان.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
هرگز نبود خار بشوری چو نمک
وز کاه چگونه می بسازند کسک؟
در بحر صفا گداختم همچو نمک
نه کف و ایمان نه یقین ماند و نه شک
اندر دل من ستارهای شد پیدا
گم گشت در آن ستاره هر هفت فلک
عهد من دل شکسته زینگونه سبک
مکشن که بود عهد عزیزان نازک
دانی که چو آبگینه ما را دلکی ست
آسان شکن و ساده و صافی و تنک
معشوق یکی عشق یکی عاشق یک
این هر دو یکی و در یکی نبود شک
یک ذات و صفات صد هزارش می دان
یک صد باشد به اعتباری صد یک
در نعت بقا نیست کسی با تو مشارک
وجه تو بود باقی و باقی همه هالک
هرجا زده ز اسماء تو آدم دم انبا
«سبحانک لا علم لنا» گفته ملایک
از ظلمت زلفت نتوان برد برون راه
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.