صد بار اگر از جور توام خون رود از دل
از در چو درآیی همه بیرون رود از دل
بس خون دلی بایدم از دیده فرو ریخت
تا آرزوی آن لب میگون رود از دل
لیلی همه در خنده و بازی است چه داند
کز گریه چها بر سر مجنون رود از دل
گفتی که برون کن غم من از دل و خوشباش
آه این سخن سخت مرا چون رود از دل
اهلی مدم افسون که دوا لعل حبیب است
کی درد و غم عشق به افسون رود از دل
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر درباره عشق و زیبایی است. شاعر خود را به عنوان یک سگ در خدمت معشوق معرفی میکند و میگوید که این رابطه هرگز نمیتواند عمیق و واقعی شود. او از زیباییهای معشوق میگوید که چقدر دلانگیز و حیرتآور است، به طوری که یک نگاه به او میتواند ذهن را برای سالها مشغول کند. رابطه بین آنها را به رابطه خورشید و شبنم تشبیه میکند، که در آن رسیدن به همدیگر غیرممکن است. شاعر به شدت درگیر خیال معشوق است و اصرار دارد که هرگز آن را فراموش نخواهد کرد. در نهایت، او با اشاره به شوق و اشتیاق درونی خود، تصریح میکند که وابستگی به معشوق چیزی است که نمیتواند ترک کند.
هوش مصنوعی: هر بار که از ظلم و ستم تو قلبم به درد میآید و خون میسازد، وقتی که تو پا به در میگذاری، همه آن دردها و رنجها از دل بیرون میآید.
هوش مصنوعی: باید برای رسیدن به آرزویی که دارم، بارها و بارها ناراحتی و غم را از چشمانم بریزم تا یاد آن لبهای زیبا از قلبم برود.
هوش مصنوعی: لیلی در شادی و بازی غرق است و نمیداند که چه بلاهایی بر سر مجنون میآید و چه دردهایی در دل اوست.
هوش مصنوعی: تو گفتی که غم من را از دل بیرون کن و شاد باش اما آه، این حرف برای من چنان دشوار است که مانند رود، از دل میجوشد.
هوش مصنوعی: شاعر در این بیت به زیبایی عشق و درد ناشی از آن اشاره میکند. او بیان میکند که عشق و غم آن مانند افسون نمیتواند به راحتی از دل برود، حتی اگر دوستش را با زهر لعل (درد و رنج) تشبیه کند. در واقع، روابط و احساسات عمیق انسانی به سادگی قابل فراموشی نیستند.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
دردی که به افسانه و افسون رود از دل
صد شعبده انگیز که بیرون رود از دل
ممنونم از این شیوه که هر جور که کردی
اندیشه نکردی که مرا چون رود از دل
آن به که به دل ره ندهم روز سلامت
[...]
راهی ست که در دل فتد ار خون رود از دل
ناید به زبان شکوه و بیرون رود از دل
آتش به دمی آب تسلی شود و من
خون گردم ازان تف که به جیحون رود از دل
خواهم که غم از کلبه من گرد برآرد
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.