چون شیشه پرم از غم پیمان گسل خویش
بگذار که خالی کنم از گریه دل خویش
گر سوزش پروانه ز نزدیکی شمع است
من سوختم از دوری شمع چگل خویش
داغ سگ کویت همه را خط غلامی است
ما نیز نهادیم برین خط سجل خویش
حقا که برابر نکنم عیش دو عالم
با شادی گه گاه و غم متصل خویش
هرچند که اهلی ز جهان مهر گیاجست
بویی نشنیدست مگر ز آب و گل خویش
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شعر به بررسی عشق و غم میپردازد و به تضادهای احساسات انسانی اشاره دارد. شاعر از نخل کرم میخواهد تا میوهاش را به دیگران بدهد و به حرمت دوستی و ادب تأکید میکند که نباید تحت تأثیر بازیهای دیگران قرار گیرد. همچنین، به ناامیدی و امید اشاره میشود و تأکید میشود که باید از جستجوی خواستهها دست نکشید. در نهایت، شاعر به خاستگاه خاکی انسانها و وابستگیشان به طبیعت اشاره میکند و میگوید که هر کس بر اساس حال و وضعیت خود مست و خوشحال است.
هوش مصنوعی: من همچون شیشهای هستم که از اندوه و غم پر شده، بیچاره با قول و قرارهایی که شکسته شده، بگذارید تا اشکهای دل خود را بیرون بریزم و این بار را سبک کنم.
هوش مصنوعی: اگر پروانه به خاطر نزدیکی به شمع میسوزد، من نیز از دوری شمع خودم میسوزم.
هوش مصنوعی: عشق و علاقه به تو برای ما افتخار بزرگی است و ما نیز با کمال خرسندی نام خود را در لیست عاشقان تو ثبت کردهایم.
هوش مصنوعی: درست است که من لذت و خوشی زندگی در دو جهان را با شادیهای گاه به گاه و غمهای پیوستهام برابر نمیگذارم.
هوش مصنوعی: با وجود اینکه اهلی (مخلوقی) از جهان عشق و محبت دور شده، اما هیچ بویی را جز از آب و خاک خود احساس نکرده است.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.