چو وقت گریه کردن رو نهم بر سوی دیوارش
شوم بهوش و باز آیم بهوش از بوی دیوارش
چون مراغ بسملم گر افکند از کوی خود بیرون
طپم در خاک و خون چندان که افتم سوی دیوارش
چون افتاده بیمارم که همچون صورت بیجان
نشستن نیستم قوت مگر پهلوی دیوارش
نوشتم بر در و دیوار محنت خانه غم چندان
که از مشق جنون من سیه شد روی دیوارش
چو نگذارد که رو درروی دیوارش نهم اهلی
دهم تسکین دل باری به گفتگوی دیوارش
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر به حسرت و درد ناشی از جدایی و فقدان پرداخته است. شاعر از عشق و ناتوانی در رسیدن به محبوب صحبت میکند و احساسات عمیق خود را نسبت به غم و درد ناشی از دوری بیان میکند. او به مقایسه خود با یعقوب میپردازد که در انتظار بازگشت پسرش بود، و به داغی که در این مسیر میکشد اشاره میکند. شاعر از گمشدگی و عدم شناخت از خود سخن میگوید و در نهایت به این نتیجه میرسد که در روابط انسانی، اگر به دوستان و نزدیکان خود بپردازد، میتواند از غم خود کاسته و به آرامش برسد.
هوش مصنوعی: وقتی زمان گریه کردن میرسد، به سمت دیوارش میروم و مجذوب آن میشوم و بلافاصله از بوی دیوارش به آرامش میرسم.
هوش مصنوعی: زمانی که من به مانند پرندهای مجروح از کوی او رانده میشوم، در خاک و خون میلرزم و هر چه بیشتر به دیوار او نزدیک میشوم.
هوش مصنوعی: من به خاطر بیماریام حالتی ندارم و مانند یک موجود بیجان نمیتوانم نشسته باقی بمانم؛ تنها زمانی احساس قوت میکنم که در کنار او باشم.
هوش مصنوعی: بر در و دیوار خانهای که مملو از غم و اندوه است، آنقدر از درد و رنجهای خود نوشتهام که یادگارهای جنونم چهره دیوار را سیاه کردهاند.
هوش مصنوعی: اگر نتوانم به صورت مستقیم با او رو به رو شوم، به دیوارش میگویم که آرام بخشی برای دل من باشد و در این گفتگو با دیوارش، تسکینی بیابم.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.