گنجور

 
اهلی شیرازی

ای بچشم جان من حسن تو شورانگیزتر

آفتابت در دل پر آتش ما تیزتر

شد بهار عمرم از پیری خزان در عشق تو

همچنان بینم پر از شاخ گل نو خیزتر

عالمی کشتی و خواهی زارتر کشتن مرا

زانکه می بینم ببخت خود ترا خونریزتر

هر کجا ای شاخ گل باشی ببویت پی برم

بسکه می یابم ز گل بوی تو مشک آمیزتر

هر کرا در دوزخ هجران چو اهلی سوختی

خاک او شد از نسیم خلد عنبر بیزتر

 
 
 
گنجور را از دست هوش مصنوعی نجات دهید!
صائب تبریزی

وقت خواب ناز، آن مژگان بود خونریزتر

پشت این تیغ سیه تاب است از دم تیزتر

ملک‌الشعرا بهار

مژه از سر نیزهٔ فوج بهادر تیزتر

ابرو از شمشیر سردار سپه خونریزتر

فارسی شوخی‌ است‌ یارم کز غم لعل لبش

هست چشمم از خلیج فارس گوهربیزتر

معتدل‌تر قامتش از طبع موزون بهار

[...]

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه