از قبول دگران طبع ملول است مرا
ور تو رد می کنیم عین قبول است مرا
خیره چشمی است بخورشید جمال تو نظر
چکنم مردمک دیده فضول است مرا
بروای همدم و بر من مفکن سایه مهر
که دل از سایه خود نیز ملول است مرا
مهل ای گریه که گردی رسد از من بدلی
چند روزی که در این خانه نزول است مرا
اهلی از نامه سیاهی چه امید باشد
گر امیدی است هم از لطف رسول است مرا
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر از نارضایتی و خستگی خود از محبت و توجه دیگران صحبت میکند و میگوید که اگر عشق تو را رد کنم، برایم پذیرفتنی است. او به زیبایی و جذبه محبوب اشاره میکند که چشمانش به آن غیرقابل تصور است. شاعر از سایه عشق خود نیز احساس خستگی میکند و میخواهد از گریه و اندوه خود کمی فاصله بگیرد. او در نهایت به این نکته اشاره میکند که حتی نامهها و پیامهای ناامیدکننده نیز چه فایده دارند، مگر اینکه از جانب محبوب به او لطف و محبتی برسد.
هوش مصنوعی: من از پذیرش نظرات دیگران خسته و دلزده شدهام، اما اگر تو آنها را رد کنی، این برای من به معنای قبول کردن است.
هوش مصنوعی: چشمانم به زیبایی تو مینگرد و نمیتوانم از آن چشمفریب دور شوم. اما میدانم که نگاه کردن به آن، کار بیهودهای است.
هوش مصنوعی: برو و از من دور باش، چرا که حتی سایه محبت خودت هم دیگر برایم خوشایند نیست و دلم از آن نیز خسته شده است.
هوش مصنوعی: ای گریه، لحظهای صبر کن! من چند روزی در این خانه هستم و ممکن است از من نشانهای باقی بماند.
هوش مصنوعی: در این بیت، شاعر به ناامیدی خود از نامهای که نوشته شده اشاره میکند و میگوید که از این نامه سیاه هیچ امیدی ندارد. اگر امیدی هم وجود داشته باشد، آن ناشی از لطف و محبت پیامبر است که ممکن است او را دلگرم کند. در واقع، شاعر به نوعی به بینتیجه بودن تلاشها و نیاز به حمایت معنوی اشاره میکند.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.