کس زنده کی از هجر تو ای عهد گسل ماند
ور ماندهم از زندگی خویش خجل ماند
نقش من ازین خانه گل سیل فناشست
در خانه دل نقش تو ای شمع چگل ماند
با قد چو شاخ گل تو سرو به دعوی
برخاست چو دید آن گل رخ پای بگل ماند
داغ دل من لاله صفت زان گل رخ بود
گل رفت مرا از نظر آن داغ بدل ماند
زخم جگرم اهلی از ایام نشد به
زخم دگرم در دل از آن عهد گسل ماند
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: غزل بیان کننده احساسات عمیق عاشقانه و اندوه ناشی از جدایی است. شاعر از احساس خجالت و ناامیدی خود در زندگی پس از جدایی میگوید و به یاد نقش محبوبش در دلش، که همیشه باقی مانده، اشاره میکند. او به زیبایی محبوبش تشبیه میکند و به داغ دل و زخمهای عاطفی ناشی از این جدایی پرداخته و نشان میدهد که این زخمها هرگز التیام نمییابند. در نهایت، این شعر تأکید بر بیثباتی و زودگذر بودن زندگی دارد و عشق را به عنوان یک خاطره تلخ و ماندگار به تصویر میکشد.
هوش مصنوعی: هیچ کس از جدایی تو زنده نمیماند، ای کسی که عهد را میشکنی. و اگر کسی هم زنده بماند، از زندگی خود شرمنده خواهد بود.
هوش مصنوعی: نقش من در این جهان مانند گلی است که به سرعت از بین میرود، اما نقش تو که همچون شمعی در قلبم روشن است، همیشه باقی میماند.
هوش مصنوعی: با قامت زیبایت که مانند شاخه گل است، سرو نیز برای ادعا کردن خود به پا خواست. اما وقتی سرو زیبایی چهره آن گل را دید، به احترام او در جا ماند و نتوانست قدمی بردارد.
هوش مصنوعی: دل من همچون لالهای مجروح است، زیرا زیبایی او مانند گل رخ مینمایاند. اما آن گل از نظرم دور شده و حالا فقط زخم دلم به یادگار مانده است.
هوش مصنوعی: زخم عمیق من از گذشته بهبود نیافت و زخم دیگری در دلم باقی مانده است که یادآور آن ایام است.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.