چه عقل و دانش و هوشیست بر کمال مرا
که ی برد دگر آن خط برون ز حال مرا
شراب کوثر اگر ساقیش نه دوست بود
حرام باد اگر آن می بود حلال مرا
چو خضر از آب حیات لبت نگردم سیر
اگر حیات بود صد هزار سال مرا
گمان مبر که خیال کس دگر دارم
که جز خیال تو کس نیس در خیال مرا
مرا چه حد که توام یار خویشتن خوانی
سگ توام مکش ای مه ز انفعال مرا
بهل که دود دلم در جهان بر آید سخت
که بی رخ تو گرفت از جهان ملال مرا
فلک چو اهلی از آنم بچنگ بخت نماند
که داد عشق تو صد گونه انفعال مرا
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به توصیف حال و وضعیت روحی خود میپردازد. او از کمال عقل و دانش خود سوال میکند و حس میکند که محبت و عشق معشوقش، تمام حال او را تحتتأثیر قرار داده است. شاعر به شراب کوثر اشاره میکند و میگوید که اگر ساقی آن دوستش نباشد، نوشیدن آن برایش حرام است. او اگرچه از آب حیات سیراب شود، اما بیوجود معشوق زندگیاش بیمعناست. شاعر تصریح میکند که به جز خیال معشوق، هیچ خیالی دیگر ندارد و به دوستی با او افتخار میکند. او از این موضوع که معشوقش او را فراموش کند، ناراحت است و میگوید که غم دوری از او، زندگیاش را پر از ملال کرده است. در نهایت، او بیان میکند که عشق به معشوق پیوسته او را دچار انفعالات مختلف کرده و در چنگ بختش قرار نمیدهد.
هوش مصنوعی: چه فایدهای دارد عقل و دانش و هوش من در کمال و پیشرفت، وقتی که کسی دیگر میتواند به راحتی حال و احوال من را تغییر دهد؟
هوش مصنوعی: اگر می که از چشمه کوثر به مهمانی میآید، ساقیاش غیر از دوست باشد، نوشیدن آن حرام است، حتی اگر به طور کلی آن می حلال باشد.
هوش مصنوعی: اگر مانند خضر هم از آب حیات لب تو سیراب شوم، باز هم اگر زندگی بماند، برایم هیچ مشکلی نیست که صد هزار سال زنده باشم.
هوش مصنوعی: نگران نباش که فکر کسی جز تو را میکنم؛ زیرا در ذهن من هیچکس جز تو وجود ندارد.
هوش مصنوعی: من چه مقدار ارزش دارم که تو مرا دوست خود میخوانی؟ ای مه، نکن، من مانند سگ تو هستم، از بیعملی من دست بردار.
هوش مصنوعی: بگذار که غم و اندوه دلم در دنیا منتشر شود، زیرا بدون دیدن چهره تو، از تمام جهان احساس ناراحتی میکنم.
هوش مصنوعی: در این بیت، شاعر به نوعی از سرنوشت و قدرت عشق اشاره میکند. او به این نکته میپردازد که اگرچه زندگی و سرنوشت به شکل غیرقابل کنترلی جلو میروند، عشق او تأثیرات گوناگونی بر او داشته است. به عبارت دیگر، عشقش او را به صورت های مختلف تحت تأثیر قرار داده، و این تأثیرات باعث شده که برخی چیزها از دستش برود.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
نه محرمی که بگوید بیار حال مرا
نه همدمی که زخاطر برد ملال مرا
کجا به دام کشد سایه نهال مرا
شکوفه خنده شیرست از ملال مرا
فروغ گوهر من از نژاد خورشیدست
به خیرگی نتوان کرد پایمال مرا
چنین که لقمه غم در گلوی من گره است
[...]
جواب لعل تو، شیرین کند سئوال مرا!
مکیدنش چکند تا لب خیال مرا؟!
شبیه ماه مکن طفل خردسال مرا
چو آفتاب نخواهی اگر زوال مرا
در این قفس چو مرا قدرت پریدن نیست
خوشم که سنگ حوادث شکست بال مرا
نهاد سر به بیابان ز غم دل وحشی
[...]
عزیز عشقی، دشتی، تو خوب حال مرا
شناختی و از آن خوبتر خیال مرا
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.