جایی که فلک پیش بتان پشت دوتا کرد
محراب نشین پشت بدیوار چرا کرد
منت چه نهد بخت اگر یار قدح داد
بر تشنه لبان رحم نه او کرد خدا کرد
ما در عجب از طالع خویشیم که آن شوخ
مست آمد و چشمی بغلط جانب ما کرد
بر عمر وفا نیست ولی یار چو آمد
عمری دگرم داد چه بر وعده وفا کرد
اهلی سگ پیری است که سرمایه پیری
در پای جوانان قباپوش فدا کرد
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر به بررسی مسائل عشق، مقدرات و روزگار میپردازد. شاعر به نوعی از سرنوشت و تقدیر گلهمند است و از رفتار بخت با خود و دیگران صحبت میکند. در آنجا که عشق و معشوقه به او توجه میکند، احساس شگفتی و حیرت مینماید. سخن از گذر زمان و وفای یار دارد، که با آمدن معشوق زندگی جدیدی را به او هدیه میدهد. در نهایت، شاعر به پیری و فداکاری در جوانی اشاره میکند و وضعیت انسانها در مقابل زمان و عشق را توصیف میکند.
هوش مصنوعی: در جایی که آسمان به خاطر زیباییهای بتان، از خود گذشتگی نشان داد، شخصی که در محراب عبادت مینشیند، چرا باید پشت به دیوار کند و این عمل را انجام دهد؟
هوش مصنوعی: اگر یار به تشنهلبان جام بدهد، باید به بختش فکر کند و ببیند چه لطفی به او کرده است. اینکه یار به او رحم نکرده، بلکه این خود خداوند بوده که چنین نعمت و رحمی را ارزانی داشته است.
هوش مصنوعی: ما در تعجب از سرنوشت خود هستیم که آن معشوق بازیگوش و شاداب چگونه به ما نگاهی چالاک و فریبنده انداخت.
هوش مصنوعی: عمر انسان پایدار نیست، اما وقتی یار به سراغم آمد، احساس کردم که یک عمر دیگر به من هدیه شده است و او به وعدهاش وفا کرد.
هوش مصنوعی: اهلی به نوعی به زندگی و تجربیاتش اشاره میکند که تمام آنها را برای جوانان فدا کرده است. او مانند سگی پیر است که با وفاداری خود، تمام منافع و سرمایهاش را برای نسلهای جوانتر قربانی کرده است.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
میزان فلک قسم شب و روز جدا کرد
از روز نوا بستد و شب را به نوا کرد
بر سخت به انصاف همین را و همان را
چون هر دو به تقویم رسیدند رها کرد
نی بی سبب آمد به میان اندر میزان
[...]
تا باز فلک طبع هوا را چو هوا کرد
بلبل به سر گلبن و بر شاخ ندا کرد
بی برگ نوایی نزد از طبع به یک شاخ
چون برگ پدید آمد پس رای نوا کرد
شاخی که ز سردی و ز خشکی شده بد پیر
[...]
تا غمزه خون ریز تو قصد دل ما کرد
بیچاره دلم را هدف تیر بلا کرد
در خواب نبیند رخ آرام دگر بار
هر دل که طمع در طلب وصل شما کرد
چون نیست دلم را ز غمت روی رهایی
[...]
یارم به وفا وعده بسی داد و جفا کرد
هر وعده که آنم به جفا داد، وفا کرد
مهر تو بر آیینه دل پرتوی انداخت
ماننده ماه نوم انگشت نما کرد
هر جور که دیدم ز جهان، جمله جفا بود
[...]
بیمار ترا کس نتوانست دوا کرد
هم درد تو خوشتر که علاج دل ما کرد
عشاق قلندر صفت از عشق نمیرند
آنکس که بمیرد همه گویند خطا کرد
با پیر من از عشق بکی گفت بپرهیز
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.