صبوری از غمت ایشوخ بیوفا تاچند
غم تو تا کی و صبر و شکیب ما تا چند
تو بیوفا چو پشیمان نمی شوی از جور
اگر وفا نکنی با کسی جفا تا چند
بلای هجر تو ما را بکشت و چون نکشد
تحمل ستم و طاقت بلا تا چند
امید مرهم راحت چو نیست از وصلت
دل از جراحت هجر تو مبتلا تا چند
صبا به گلشن کویت چراست هر نفسی
غبار خاطر اهل دل از صبا تا چند
به دور گل همه اهلی ز عیش در جوشند
تو همچو بلبل محروم بینوا تا چند
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل از درد و رنج ناشی از هجران معشوق سخن میگوید و از بیوفایی او به ستوه آمده است. او به صبر و شکیبایی خود اشاره میکند و میپرسد تا کی میتواند به این وضع ادامه دهد. شاعر از کشنده بودن بلای جدایی و تحمل ستم یاد میکند و میگوید امیدی به وصال ندارد. همچنین به وضعیت دلسوختگان و غم آنان که از دوری معشوق رنج میبرند، اشاره میکند و به طعنه از بلبلان غمگین در باغ سخن میگوید. در نهایت، تکرار پرسش "تا چند" نشان از ناامیدی و خستگی عاطفی وی دارد.
هوش مصنوعی: صبر کردن در برابر غم و بیوفایی تو چقدر ادامه خواهد داشت؟ غم تو تا کی مرا میآزارد و تحمل من چه زمانی به پایان میرسد؟
هوش مصنوعی: تو که بیوفا هستی، اگر از ستمی که به کسی میکنی پشیمان نمیشوی، پس تا کی باید جفا کنی و وفا نداشته باشی؟
هوش مصنوعی: عذاب دوری تو ما را به کام مرگ کشاند و چقدر میتوانیم بار ستم و سختی را تحمل کنیم تا کی؟
هوش مصنوعی: وقتی که امید به آرامش ناشی از وصال تو نیست، دل من از زخم جدایی تو رنج میبرد. تا کی باید این درد را تحمل کنم؟
هوش مصنوعی: نسیم چه نیازی به گلشن تو دارد که با هر وزش خود، غبار دلهای عاشقان را جابجا میکند؟ تا کی این حال و هوا ادامه خواهد داشت؟
هوش مصنوعی: همه موجودات در اطراف گل به خاطر شادی و سرور در حال فعالیت و جنب و جوش هستند، اما تو مانند بلبل بیچاره و محرومی هستی که از این خوشیها بینصیب ماندهای. تا کی باید این وضعیت را تحمل کنی؟
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.