ساقی ز زهر چشم بمن قهر میکند
تریاک باده در دهنم زهر میکند
خورشید من جهان جمال است اگرچه ماه
خود را بحسن شهره صد شهر میکند
ما دل بریده ایم ز پیوند روزگار
کاین نوعروس، ملک بقا مهر میکند
بر کشتگان عشق ندارد تفاوتی
گر یار می نوازد و گر قهر میکند
اهلی بکام دشمن اگر شد روا بود
زان رو که دوستی طمع از دهر میکند
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این شعر به احساسات و روابط انسانی اشاره میکند. او از ساقی (مقدس) میگوید که به خاطر زهر چشمش با او قهر کرده و این قهر برای او به مانند زهر است. سپس به زیبایی و جذابیت خورشید و ماه اشاره میکند و میگوید که اگرچه خورشید زیبای عالم است، اما خودش نیز بسیار زیباست. همچنین بیان میکند که از پیوند با دنیای فانی دل بریدهاند و عشق آنها دائمی است. شاعر میگوید که مرگ و عشق برای آنها تفاوتی ندارد، چرا که عشق همیشه پابرجاست. در نهایت، شاعر به این نکته اشاره میکند که در عشق، حتی دشمنی نیز قابل قبول است، زیرا دوستی و محبت تنها چیزهایی هستند که ارزشمندند.
هوش مصنوعی: ساقی با نگاه تلخش، مرا از خود میرنجاند و این تریاکی که نوشیدهام، در دهانم مثل زهر عمل میکند.
هوش مصنوعی: خورشید من جلوهای از زیبایی جهان است، هرچند که ماه نیز به خاطر زیباییاش در بسیاری از شهرها مشهور است.
هوش مصنوعی: ما از وابستگی به دنیا دست کشیدهایم، زیرا این دنیا مانند یک عروس است که فقط سرابی از عمر پایدار را به ما نشان میدهد.
هوش مصنوعی: کشتگان عشق برایشان فرقی نمیکند که معشوق به آنها محبت کند یا از آنها روی برگرداند.
هوش مصنوعی: اگر دشمن به سود تو عمل کند، این کار قابل قبول است، زیرا دوستیها در دنیا معمولاً به نفع خودشان و به خاطر منافعشان است.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.