گنجور

 
اهلی شیرازی

صبر کن ای باغبان کاندوه بلبل بگذرد

خواری بلبل سرآید خوبی گل بگذرد

عشق شیرین از هزاران خسرو شیرین به است

حسن معنی جو که این حسن و تجمل بگذرد

گرچه دشوارست کار غم توکل بر خدا

کار ما شاید به اخلاص و توکل بگذرد

در بیابان فنا مجنون سر گردان عشق

گم نشد زان سان که کسرا در تخیل بگذرد

اهلی از جورش زبان بگشا تحمل تا بکی

چاره فریادست چون کار از تحمل بگذرد

 
 
 
جشنوارهٔ رزم‌آوا: نقالی و روایتگری شاهنامه
صائب تبریزی

بر جهان هر کس که از روی تأمل بگذرد

از بساط خار با دامان پر گل بگذرد

جنگ دارد با توکل، بر توکل اعتماد

آن توکل دارد اینجا کز توکل بگذرد

رنگ و بو روشن ضمیران را نگردد سنگ راه

[...]

اسیر شهرستانی

یاد چشمت سرگران تا چند از دل بگذرد

تا کی این صیاد مست از صید غافل بگذرد

سبزه زنجیر می روید ز صحرای جنون

سیر دارد گر نسیمی بی سلاسل بگذرد

موج را بیدست و پا تر می نماید اضطراب

[...]

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه