|
غیرفعال و فعال کردن دوبارهٔ حالت چسبانی نوار ابزار به بالای صفحات
|
|
راهنمای نوار ابزار
|
|
پیشخان کاربر
|
|
اشعار و ابیات نشانشدهٔ کاربر
|
|
اعلانهای کاربر
|
|
ادامهٔ مطالعه (تاریخچه)
|
|
خروج از حساب کاربری گنجور
|
|
لغزش به پایین صفحه
|
|
لغزش به بالای صفحه
|
|
لغزش به بخش اطلاعات شعر
|
|
فعال یا غیرفعال کردن لغزش خودکار به خط مرتبط با محل فعلی خوانش
|
|
فعال یا غیرفعال کردن شمارهگذاری خطوط
|
|
کپی نشانی شعر جاری در گنجور
|
|
کپی متن شعر جاری در گنجور
|
|
همرسانی متن شعر جاری در گنجور
|
|
نشان کردن شعر جاری
|
|
ویرایش شعر جاری
|
|
ویرایش خلاصه یا برگردان نثر سادهٔ ابیات شعر جاری
|
|
شعر یا بخش قبلی
|
|
شعر یا بخش بعدی
|
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این غزل، شاعر به توصیف ورود یاری میپردازد که از سر کوچه مثل ماه درخشان و زیبا به نظر میرسد. به احساس شادی و هیجان در دل مردم اشاره میکند و از قیامتی که در صبح با آمدن ماه شب چهاردهم شکل میگیرد، سخن میگوید. شاعر با مستی از خانقه عبور میکند و صدای شادی از آنجا بلند میشود. او در دلش آرزوی هلاکت خود را به وسیله نگاه یار دارد و در پایان به داستان یعقوب و یوسف اشاره میکند و از سوختن یعقوب به خاطر جداییاش از یوسف یاد میکند.
هوش مصنوعی: دوست از ابتدای کوچه همچون ماه درخشید و در هر طرف صدای شگفتی و تحسین به گوش رسید.
هوش مصنوعی: طلوع یک صبح دگر، همانند قیامتی بزرگ، در هنگام شکوفایی و روشنی، همچون شب چهارده، آغاز شده است.
هوش مصنوعی: در حالتی شاد و سرمست از کنار خانقاه عبور کرد و صدای بلند و شوقآور از خانقاه به گوش رسید.
هوش مصنوعی: من هدفم از او نابودی خودم بود، اما به یک نگاه او همه چیز تغییر کرد.
هوش مصنوعی: یعقوب به شدت سوز و گداز داشت و بیتابی میکرد تا بداند یوسفش از چه بابت به این حال و روز افتاده است.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
چون مهر نشست و مه برآمد
تاراج شب سیه برآمد
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.