گنجور

 
اهلی شیرازی

دوستان چون میرم آن خشت درم بالین کنید

وز لب جانبخش او حرفی مرا تلقین کنید

از شهیدان غم عشقم مرا در زیر خاک

با رخ پر خاک و خون و جامه خونین کنید

چون شود سر مست میل قتل مسکینان کند

زینهار ای دوستان یاد من مسکین کنید

مردم ای کافر تلخی و تندی تا به کی

جان شیرین مرا گیرید و لب شیرین کنید

یا رب آزاری نبیند همچو اهلی کس ز عشق

خوش دعایی میکنم ای عاشقان آمین کنید

 
 
 
جشنوارهٔ رزم‌آوا: نقالی و روایتگری شاهنامه