دوستان چون میرم آن خشت درم بالین کنید
وز لب جانبخش او حرفی مرا تلقین کنید
از شهیدان غم عشقم مرا در زیر خاک
با رخ پر خاک و خون و جامه خونین کنید
چون شود سر مست میل قتل مسکینان کند
زینهار ای دوستان یاد من مسکین کنید
مردم ای کافر تلخی و تندی تا به کی
جان شیرین مرا گیرید و لب شیرین کنید
یا رب آزاری نبیند همچو اهلی کس ز عشق
خوش دعایی میکنم ای عاشقان آمین کنید
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این اشعار از دوستانش میخواهد که بعد از مرگش، بر سر مزارش خاک بگذارند و از عشق او یاد کنند. او از درد و غم عشقشان میگوید و از آنها میخواهد که خاطرهاش را زنده نگهدارند. همچنین به تلخی زندگی اشاره میکند و آرزو دارد که کسی از عشقش در رنج نباشد و دعا میکند که عاشقان با هم خوشبخت شوند.
هوش مصنوعی: وقتی که میروم و آن تکه آجر را بر سر دارم، دوستانم لطفاً بالشم را آماده کنید و از لبهای آن کسی که محبتش را احساس کردهام، سخنی به من بگویید.
هوش مصنوعی: از دلتنگی و غم عشق خود، از شما میخواهم که مرا در زیر خاک، همراه با خاک و خون و جامهای خونین دفن کنید.
هوش مصنوعی: وقتی کسی در حال خوشحالی و سرمستی است، ممکن است به راحتی آسیب به دیگران بزند. بنابراین، ای دوستان، یادآوری کنید که به مسکینان رحم کنید.
هوش مصنوعی: این شعر بیانگر نارضایتی و خستگی از تلخیها و دشواریهای زندگی است. شاعر از مردم میخواهد که دیگر به او سخت نگیرند و آرامش و لذت را به زندگیاش برگردانند. او احساس میکند که به اندازه کافی از تلخیها رنج برده و حالا به دنبال روزنهای از شیرینی و خوشی است.
هوش مصنوعی: خداوندا، کسی مانند اهلی از عشق رنج نبرد. من دعای نیکویی میکنم، ای عشقورزان، آمین بگویید.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.