اهلی شیرازی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۶۶۲

دوستان چون میرم آن خشت درم بالین کنید

وز لب جانبخش او حرفی مرا تلقین کنید

از شهیدان غم عشقم مرا در زیر خاک

با رخ پر خاک و خون و جامه خونین کنید

چون شود سر مست میل قتل مسکینان کند

زینهار ای دوستان یاد من مسکین کنید

مردم ای کافر تلخی و تندی تا به کی

جان شیرین مرا گیرید و لب شیرین کنید

یا رب آزاری نبیند همچو اهلی کس ز عشق

خوش دعایی میکنم ای عاشقان آمین کنید