اگر تو وصل نبخشی چه چاره سوخته را
به آفتاب چه نسبت ستاره سوخته را
بیا و لاله صفت چاک ساز سینه من
برون فکن جگر پاره پاره سوخته را
ز دوزخش چه غم آن دل که سوخت داغ تواش
کسی نسوخت در آتش دوباره سوخته را
نظاره تو جگر شوزدم مرو از چشم
دگر مسوز به حسرت نظاره سوخته را
بسوخت اهلی و شوق لب تو برد به خاک
نکرد مرهم لعل تو چاره سوخته را
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر بیانگر درد و رنج شاعری است که عاشق شده و به خاطر جدایی و عدم وصال معشوق، دلش سوخته و آتش عشق او را احاطه کرده است. او از معشوق میخواهد که به زندگی و عشق او توجه کند و با سرزنش از وضعیت خود ناله میکند که اگر وصل نبخشی، چه چارهای برای این دل سوخته وجود دارد. همچنین، شاعر از آتش عشق و حسرتی که به خاطر عدم دسترسی به معشوق دارد، صحبت میکند و میگوید که هیچ چیز نمیتواند داغ عشق او را درمان کند. در نهایت، عاشق به شدت تحت تأثیر زیبایی معشوق خود قرار دارد و جگرش از غم و حسرت سوخته است.
هوش مصنوعی: اگر تو مرا به وصال خود نرسانی، چه باید کرد؟ سوخته در عشق به آفتاب، چه ارتباطی با ستاره سوخته دارد؟
هوش مصنوعی: بیایید و مانند لاله، درد و سوز و آتش از دل من بیرون بکش و زخمها و پارههای جانم را نمایان کن.
هوش مصنوعی: به آتش دوزخ چه غم اگر دلی به خاطر تو سوخته است، چرا که هیچکس جز خود او از این درد ناراحت نیست و دوباره به آتش عشق تو میسوزد.
هوش مصنوعی: نگاه تو باعث شده که قلبم بسوزد، نرو از جلوی چشمم و باعث نشو که به خاطر حسرت نگاه سوختهام، ناراحت شوم.
هوش مصنوعی: دل عاشق به خاطر عشق تو به شدت آسیب دیده و از درد سوخته است، اما لبهای زیبات به او آرامشی نمیدهد و اثری از مرهمی برای التیام زخمهایش نیست.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.