با همه شاد و ملول از من بیچاره شود
بیم آنست کزین غصه دلم پاره شود
آنکه ناشسته لب از شیر چنین میکشدم
وای بر جان من آنروز که میخواره شود
غم جان نیست مرا گر کشد از خوی بدم
جان فدایش غم از آنستکه خو کاره شود
تا کی آن زلف سیه دل که پریشان بادا
عاشق سوخته را مانع نظاره شود
از گرفتاری اهلی چه ملول است ایکاش
یک اشارت کند از غمزه و آواره شود
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر بیانگر احساسات عمیق یک عاشق است که در درد و غم ناشی از جدایی و دوری معشوق خود میسوزد. او نگران است که غم و اندوه او به جاهای خطرناکی برسد و جانش را تهدید کند. عشق او به معشوق، به ویژه در زمانی که او در حال خوشگذرانی و بیخیالی است، او را عذاب میدهد. شاعر به زلف و زیبایی معشوق اشاره میکند و میگوید که این زیبایی مانع دیدار او شده و او را بیشتر در اندوه فرو میبرد. در نهایت، او آرزو میکند که فقط یک اشاره از سوی معشوق بتواند حال او را بهتر کند و او را از این درد و رنج نجات دهد.
هوش مصنوعی: مبادا در حالی که دیگران خوشحال و بیخیال هستند، من دچارتأثیر بدی شوم؛ زیرا نگرانم که این غم و اندوه، دل مرا از هم بپاشد.
هوش مصنوعی: آن که هنوز لبش را از شیر پاک نکرده، اینچنین به من میزند، وای بر جان من! چه روزی خواهد بود که او به میخوارگی روی آورد.
هوش مصنوعی: غم جانم نیست اگر کسی مرا بکشد، اما غم من از این است که خوی من تغییر کند و کارهای ناپسند انجام دهم.
هوش مصنوعی: چقدر باید این موهای سیاه و پریشان که عاشق سوخته را از دیدن معشوقش باز میدارد، ادامه پیدا کند؟
هوش مصنوعی: از دلگیریهای زندگی به ستوه آمدهام، ای کاش فقط با یک نگاه یا اشاره، آرامش پیدا کنم و از این رنجها رها شوم.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
یار اگر چاره گر عاشق بیچاره شود
که ازین در سر خود گیرد و آواره شود
آن جگر گوشه همان شد که من اول گفتم
که چو شوید شکر از شیر جگر خواره شود
دل بصد جرم گرفتار نباید در حشر
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.