ز تاب آتش غم سینه چاک خواهم شد
بیار باده وگرنه هلاک خواهم شد
اگرچه شکرت آلوده نیست ای ساقی
چون لب نمب نهی اندیشه ناک خواهم شد
سرم که خاک رهت نیست بهر خدمت توست
وگرنه عاقبه الامر خاک خواهم شد
کنون که پده ز ناز من برافکندی
بسجده پیش تو بی ترس و باک خواهم شد
کجا به میکده تر دامنی کنم اهلی
که پاک آمدم اینجا و پاک خواهم شد
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر از درد و غم خود میگوید و از ساقی میخواهد که شراب بیاورد تا از این حالت خلاص شود. او اشاره میکند که اگرچه شراب چرب و شیرین نیست، اما اگر او شراب نیاورد، به اندوه و تفکر گرفتار خواهد شد. شاعر بیان میکند که تمام وجودش برای خدمت به معشوق است و چنانچه این عشق وجود نداشته باشد، به خاک و نابودی خواهد رسید. او همچنین ابراز میکند که اکنون که از ناز معشوق برکنار شده، با جرأت و بدون ترس در برابر او سجده خواهد کرد. در انتها، شاعر نسبت به پاکی و صداقتش تأکید میکند و میگوید که با نیتی پاک به میکده آمده و همچنان پاک خواهد ماند.
هوش مصنوعی: از درد و رنج ناشی از غم، دل من در حال نابودی است. بیا و باده را بیاور، وگرنه به هلاکت خواهم رسید.
هوش مصنوعی: ای ساقی، هرچند شرابت ناخالص نیست، اما وقتی لب به چشیدن آن بگذاری، افکار و احساساتم در هم و برهم میشود.
هوش مصنوعی: سرم که در مسیر تو نیست، فقط برای خدمت به تو است وگرنه در نهایت، به خاک تبدیل خواهم شد.
هوش مصنوعی: حالا که از زیبایی و ناز من گذشتهای، بدون هیچ ترس و نگرانی به سجدهات میروم.
هوش مصنوعی: من کجا میتوانم به میخانه بروم در حالی که با نیتی پاک به اینجا آمدهام و امیدوارم که پاک باقی بمانم؟
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.