تهیست کشتی می عمر از آن بغم گذرد
بیار باده که کشتی بخشک کم گذرد
در آتش که منم همدمی کجا یابم
مگر صبا بمن از غایت کرم گذرد
وفا ز تنگ دهانان مجو که اینمعنی
حکایتی است که در عالم عدم گذرد
دلا، به نیک و بد دهر صبر کن کآخر
غم حبیب و جفای رقیب هم گذرد
قدم ز عالم هستی برون زدی اهلی
کجاست مرد رهی کز تو یکقدم گذرد
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر به بیان احساسات و تجربیات انسانی در مواجهه با غم و مصیبت میپردازد. شاعر از کشتی زندگی که در دریاهای غم دچار طوفان شده، صحبت میکند و از دوستانش میخواهد که بادهای بیاورند تا بهتر با این مشکلات کنار بیاید. او به وجود آتش درونش اشاره میکند و میگوید که امیدوار است نسیم محبت به او برسد. همچنین به وفا و دوستی که در دنیا کم است، اشاره کرده و تأکید میکند که باید صبر کرد، چرا که تمام دردها و سختیها گذرا هستند. در پایان نیز از شخصی که از دنیای هستی دور شده میپرسد که آیا کسی هست که بتواند در این مسیر سخت قدمی فراتر برود.
هوش مصنوعی: کشتی عمر ما از غم خالی است، بیا باده بیاور که کشتی کمتر در میزند و غم را فراموش کنیم.
هوش مصنوعی: در آتش درد و عذاب خود، نمیتوانم همصحبتی پیدا کنم، مگر اینکه نسیم صبا از روی لطف و مهربانی به من بگذرد و به من خبری بدهد.
هوش مصنوعی: به دنبال وفا از کسانی نباش که در دل تنگی و محدودیت فکر میکنند؛ زیرا این معنا داستانی است که در دنیای عدم و بیحالی وجود دارد.
هوش مصنوعی: ای دل، در برابر خوبیها و بدیهای زندگی صبر داشته باش، زیرا در نهایت هم غم عشق و هم بیوفایی معشوق به پایان میرسند.
هوش مصنوعی: تو از دنیای وجود بیرون رفتهای، اما ای مرد، کجاست کسی که از تو حتی یک قدم عبور کند؟
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.