چراغ چشم دل آن دلربا بر افروزد
که تا نگاه کنی از حیا بر افروزد
خوش است آتش مجنون و شان خرمن سوز
نه آتشی که ز باد هوا بر افروزد
چو آفتاب وصالت نمی شود طالع
چراغ طالع ما از کجا بر افروزد
رخش ز دیدنم آن آفتاب دل افروخت
چو آشنا نگرد آشنا بر افروزد
فلک چراغ دلم گر نمی کند روشن
به رغم آتش محنت چرا بر افروزد
ز شمع بخت تو اهلی فروغ دل دورست
مگر زعیب چراغی خدا بر افروزد
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر دربارهی شهریار عشق و جاذبههای دلربایی است که عشق و شوق را در دل شعلهور میکند. شاعر به تصویر کشیدن آتش عشق و اشتیاق میپردازد و میگوید که این آتش باید از دل و عشق واقعی باشد، نه از باد و تصادف. او همچنین به جالبی میگوید که در نبود نور عشق، دل تاریک میماند. دل شاعر بینور است و تنها یک عشق حقیقی میتواند آن را روشن کند. در نهایت، شاعر به دقت به این نکته تاکید میکند که برای حقیقت عشق باید منتظر سویی از خدا بود که دل را روشن کند.
هوش مصنوعی: چراغ چشم دل آن معشوق زیبا میافروزد، که هر بار که به او نگاه کنی، از شرم و حیا روشنتر میشود.
هوش مصنوعی: آتش عاشق بودن و شعلههای سوزان آن در خرمن، دلپذیر است؛ نه آتشی که فقط به وسیله باد و هوای گذرا روشن شود.
هوش مصنوعی: وقتی که آفتاب وصال تو طلوع نکند، از کجا میتوانیم انتظار داشته باشیم که چراغ سرنوشت ما روشن شود؟
هوش مصنوعی: وقتی چهرهام را میبیند، دلش مانند آفتابی روشن میشود؛ اما اگر با من آشنا نباشد، این احساس نمیتواند به وجود بیاید.
هوش مصنوعی: اگر آسمان قلب من را روشن نکند، پس چرا با وجود آتش درد و رنج، همچنان شعلهور میشود؟
هوش مصنوعی: سرنوشت تو مانند شمعی است که نور قلبت را نمیتواند روشن کند، مگر اینکه خداوند چراغی خاص برایت بفروزد.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.