بقرار یک نظر دل ز تو چون کنار گیرد
تو مگر بجان در آیی که کسی قرار گیرد
تو چنین بخون عاشق چو می شبانه نوشی
بصباح حشر ترسم که ترا خمار گیرد
بکشی به جورم آنگه بکشی به دار عبرت
بتوهر که عشق ورزد زمن اعتبار گیرد
تو بلطف آب خضری من اگر چه تشنه سوزم
نزنم نفس مبادا که دلت غبار گیرد
مژه را گشاد اهلی ندهد بگریه لیکن
چکند که سیل خون را سر ره بخار گیرد
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر درباره عشق و درد ناشی از آن است. شاعر احساس میکند که دلش به معشوق وابسته است و تنها با حضور او آرامش خواهد یافت. او نگران است که عشقش به معشوق او را تحت تأثیر قرار دهد و در روز محشر، انتظار میرود که عشقش به خمار بدل شود. همچنین شاعر به وضع دشوارش اشاره میکند و به معشوق میگوید که حتی اگر او به او ظلم کند، باز هم عشق ورزیدن به او ادامه میدهد. او در نهایت به حالت اسفبار خود اشاره میکند، به این معنی که احساسات و عواطف اش او را به شدت تحت تأثیر قرار داده است.
هوش مصنوعی: اگر یک نگاه به من بیندازی، دلم مانند کنار دریا آرام خواهد گرفت؛ مگر اینکه با عشق به دلم نزدیک شوی.
هوش مصنوعی: اگر تو در میخانه عشق به طور شگفتانگیزی بنوشی، در صبح قیامت ممکن است دچار حالتی گیج و خمار شوی.
هوش مصنوعی: اگر به من ظلم کنی، سپس من را به دار آویزی، عبرتگیر برای هر کس که عشق ورزد، از من ارزش و اعتبار خواهد گرفت.
هوش مصنوعی: اگرچه من به شدت تشنه هستم و از این تشنگی رنج میبرم، اما به خاطر لطف و مهربانی تو، نفس خود را کنترل میکنم تا مبادا دل تو به خاطر من ناراحت و آلوده شود.
هوش مصنوعی: چشم به خون ناخواسته پر از اشک میشود، اما با اینکه نمیتواند خود را کنترل کند، در داخلش طوفانی از احساسات و آلام در حال جاری شدن است.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
نه قرار دل بر من نه بزلف یار گیرد
بکجا روم ندانم که دلم قرار گیرد
شده ام خراب آن دم که چنان میان نازک
دهدم به دست و آنگه ز میان کنار گیرد
نبود بسوز عاشق دل مدعی ندانم
[...]
چو مرا به بزم بیند، زمیان کنار گیرد
عجب است کاین قدرها، ز من اعتبار گیرد
ز تپیدن دل خود، شب هجر در عذابم
که غمت نمیتواند که در آن قرار گیرد
ز دل رمیدهٔ من، عجب است عالمی را
[...]
دل بیقرار عاشق نفسی قرار گیرد
که تو در کنارش آئی وز خود کنار گیرد
تو بمن نمیشوی گرم و بداغ رشک سوزم
چو بینم آتشی را که بجان خار گیرد
نه هر آنکه راهپیما گذرش بمقصد افتد
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.