عشق گنجینه اسرار الهی باشد
گر بدین گنج رسی هر چه تو خواهی باشد
نسبت عاشق و معشوق ز یکرنگی خاست
کهرُبا میل کهش از رخ کاهی باشد
هر که از نامه دل حرف غم غیر بشست
تا قیامت خجل از نامه سیاهی باشد
از فلک پایه معراج جمال تو گذشت
این کجا مرتبه یوسف چاهی باشد
خون ما کز مژه ریزی اگر انکار کنی
هر سر موی زبانی به گواهی باشد
همه از بحر غمت جان بسلامت بردند
کشتی ماست که مایل به تباهی باشد
دایم از عکس رخش در دل اهلی نور است
شمع من نور الهی است الهی باشد
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر به مفهوم عشق و ارتباط عمیق عاشق و معشوق میپردازد و عشق را به عنوان یک گنجینه از اسرار الهی توصیف میکند. شاعر بیان میکند که اگر به این گنج دست یابی، هر آنچه بخواهی به دست میآوری. عشق نتیجهی یکرنگی و نزدیکی میان عاشق و معشوق است و اشاره میکند که هر کس از غم و درد دل خود آزاد شود، تا ابد از خطاهای گذشته خجل خواهد بود. همچنین، شاعر به جمال و زیبایی معشوق اشاره میکند و میسازد که عشق میتواند زندگی را تحت تأثیر قرار دهد. در نهایت، نور عشق و حضور معشوق را به عنوان نوری الهی در دل توصیف میکند.
هوش مصنوعی: عشق میتواند به عنوان منبعی از اسرار الهی باشد، اگر به این گنجینه دسترسی پیدا کنی، هرچه بخواهی برآورده میشود.
هوش مصنوعی: عاشق و معشوق به خاطر یکدلی و همسانی خود به هم نزدیک شدهاند، مانند این که اگر یک اسب در دشت بگردد، اگر بر روی علفهایی که رنگ متفاوتی دارند، بایستد، هرگز نمیتواند از زیبایی و لطافت علفها غافل شود.
هوش مصنوعی: هر کسی که از درد و غمهای دل خود دل بکند و به دنبال مسائل دیگر برود، تا همیشه در زندگیاش از کارهای ناپسند و بدی که کرده شرمنده خواهد بود.
هوش مصنوعی: از آسمان ها بلندی و زیبایی تو فراتر رفته است؛ پس چگونه ممکن است مقام یوسف در چاه پایین تر از آن باشد؟
هوش مصنوعی: اگر تو اشکهای ما را که از چشمانمان میریزد انکار کنی، هر یک از موهای سرمان به نوعی شهادت میدهند.
هوش مصنوعی: همه به خاطر غم تو جان خود را به سلامت بردند، اما کشتی ما در خطر نابودی است.
هوش مصنوعی: دل من همیشه با تصویر چهره زیبایش روشن است. شمع وجود من، نوری الهی است و این روشنی الهی برای من مقدس و پر ارزش است.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
سایه ی بخت، مرا افسر شاهی باشد
مرهم داغ دلم برق سیاهی باشد
فتنه ی دور جهان نیست ز تحریک کسی
بحر در موج نه از جنبش ماهی باشد
نگهی وقت شهادت ز تو شد قسمت ما
[...]
سوی آن کز تو دلش خوش به نگاهی باشد
سهل باشد که نگاهی ز تو گاهی باشد
مانع ای ابر کرم چیست که از رشحه ی تو
قطره ای قسمت لب تشنه گیاهی باشد
ارتو نسبت به من آن جور که باشد همه وقت
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.