هرچند آهنین دل ما ناز بیش کرد
آهن ربای همت ما کار خویش کرد
بسی شیرهای جان بهم آمیخت روزگار
تا لعل یار شربت دلهای ریش کرد
هر جانبی بقصد محبان کشید تیغ
اول مرا زمانه بد مهر پیش کرد
خارم ز لب بجای رطب نوخطان دهند
بخت سیاه نوش مرا جمله نیش کرد
اهلی فکند یوسف جان را بچاره غم
بیگانه با کسی نکند آنچه خویش کرد
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر از سختیها و غمهای عشق و زندگی سخن میگوید. او از دلیرانی یاد میکند که در برابر چالشها مقاومت کردهاند، اما در نهایت تحت تأثیر رویدادهای ناگوار قرار گرفتهاند. شاعر بیان میکند که تلاشهایش در عشق گاهی به نتیجه نمیرسد و به جای لذت، تنها درد و رنج نصیبش میشود. در پایان، اشاره به داستان یوسف و غم ناشی از جدایی و غم عاشقانه دارد و میگوید که غمانگیزتر از جدایی عشق خود، خیانت و بیوفایی دیگران است.
هوش مصنوعی: اگرچه دل سخت ما استکبار و ناز کرد، اما نیروی ارادهامان کار خود را انجام داد.
هوش مصنوعی: در روزگار، بسیاری از دلیران و شیران زندگی به هم پیوند خوردند تا اینکه عشق و زیبایی محبوبشان، دلهای شکسته و غمگین را شاداب و سیراب کند.
هوش مصنوعی: هر کسی که به عشق دوستانش تلاش میکند، ابتدا در برابر من دل را به تیغ تیزش بد میکند.
هوش مصنوعی: من به جای میوه شیرین و تازه، فقط عارضهها و مشکلات را تجربه میکنم. بخت بد من باعث شده که همگان به من آسیب بزنند و زندگیام پر از زخم و نیش باشد.
هوش مصنوعی: یوسف، جانش را در عشق بیگانه به درد و غم دچار کرد، اما کسی با خود او همانند این رفتار نخواهد کرد.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.