آه کز دست دل این سینه ریش است مرا
هر بلایی که بود از دل خویش است مرا
من که بیگانه ز خویشم ز غم و محنت هجر
چه غم از محنت بیگانه و خویش است مرا
نوشِ وصل تو من از نیش بلا یافتهام
لذت نوش تو از تلخی نیش است مرا
گر دل از زخم ستم ریش شود غم نبود
شکرین لعل لبت مرهم ریش است مرا
زهر چشم تو اگر تلخ کند کام همه
تلخی کم محلی از همه بیش است مرا
من مگر کعبه وصل تو قیامت یابم
کین ره دور و درازی است که پیش است مرا
همچو اهلی چه کنم گر نکنم سجده دوست
بتپرستم من و این ملت و کیش است مرا
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر افشین به بررسی درد و رنجی میپردازد که شاعر از هجران و عشق خود به محبوبش احساس میکند. او به تلخیهای زندگی و زخمهای دل اشاره میکند و بیان میکند که تمامی سختیها و مصیبتها از دل خود او نشأت میگیرند. شاعر به این نکته میپردازد که با وجود درد و محنتی که دارد، لذت وصال محبوب برای او ارزشمند است و هر تلخیای را میتواند تحمل کند. در نهایت، او خود را به عنوان پرستندهی عشق محبوبش معرفی میکند و سجده بر درگاه او را حقیقت ایمان و هستی خود میداند.
هوش مصنوعی: برایم درد و رنجی ناشی از عشق و دلشکستگی وجود دارد که هیچ کس جز خودم نمیتواند آن را بفهمد. هر مشکلی که برایم پیش میآید، ریشهاش در دل خودم است.
هوش مصنوعی: من که از خودم بیگانهام، از درد و رنج جدایی چه غمی دارم که دیگران چه رنجی میبرند؟ برای من این مسائل اهمیتی ندارد.
هوش مصنوعی: من از لذت وصالت، حتی با وجود درد و سختیها، نهایت خوشی را تجربه کردهام. لذت شیرین وصل تو برایم به تلخی نیشی میماند که در نهایت همانا خوشی را به ارمغان آورده است.
هوش مصنوعی: اگر دل از آسیبهای ظلم و ستم پر از زخم شود، غم و اندوهی وجود ندارد، چرا که لبهای شیرین و قرمز تو، میتواند مرهمی بر زخمهای دل من باشد.
هوش مصنوعی: اگر زهر نگاه تو کام همه را تلخ کند، تلخی آن برای من چندان اهمیتی ندارد.
هوش مصنوعی: من امیدوارم که به وصل تو برسم، ولی میدانم که این مسیر بسیار طولانی و دشوار است.
هوش مصنوعی: اگر به مانند فردی بیهویت باشم، چه کار کنم؟ اگر به محبوب خود سجده نکنم. من به پرستش بتها مشغولم و این به خاطر ایمان و ملت من است.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
از که نالم که فغان از دل ریش است مرا
هر بلایی که بود از دل خویش است مرا
شربت وصل تو بی زخم فراقی نبود
لذت نوش پس از تلخی نیش است مرا
من که بیگانه ام از خویش و محبت سوزم
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.