برقی که ز نعل فرس سیم تنی خاست
آهی است که از سینه خونین کفنی خاست
پروانه صفت آتش غیرت جگرم سوخت
هرگه که از آن شمع بمجلس سخنی خاست
بر محنت فرهاد بسی گریه که کردم
هرجا که صدای طبر کوهکنی خاست
بی باده من امروز بسی تازه دماغم
بویی مگر از جانب گل پیرهنی خاست
حال شب اهلی چه شناسی تو که هر صبح
چون گل ز برت غنچه لبی سیم تنی خاست
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر، تصویری از عشق و احساسات عمیق را به تصویر میکشد. شاعر با استفاده از استعارهها و تشبیهات زیبا، احساسات خود را بیان میکند.
در این اشعار، برق و آه به عنوان نمادی از عشق و اندوه مطرح شدهاند. شاعر به غم و رنجی که از عشق میکشد اشاره میکند و از یادآوری داستان فرهاد و شیرین و دلتنگیهایش سخن میگوید. همچنین، زیبایی و تازگی عشق را با بوی گل مقایسه میکند و به نشانههای عشق و عشقورزی در صبحگاه اشاره میکند، با تأکید بر زیبایی و لطافت احساسات.
به طور کلی، این شعر احساسات عمیق عاشقانه و غمگینی را با تصاویری زیبا و شاعرانه بیان میکند.
هوش مصنوعی: برق ناشی از اثر نعل اسب، نشانهای است از درد و غمی عمیق که از دل زخمدار و غمگین انسان برمیخیزد.
هوش مصنوعی: هر بار که از شمعی در مجلس سخنی به میان آمد، غیرت و احساساتم مثل پروانهای که به آتش نزدیک میشود، مرا سوخت و آتشین کرد.
هوش مصنوعی: من به خاطر سختیهای فرهاد، بارها گریه کردهام، هرکجا که صدای چکش کوهکن به گوش رسید.
هوش مصنوعی: امروز بدون شراب، حس و حال خوبی دارم. شاید بویی از گل به من رسیده که اینگونه شادابم.
هوش مصنوعی: حال شب را تو چطور میشناسی؟ هر صبح، مانند گلی که از کنار تو میروید، لبانی خوشفرم و بدنی زیبا به خود میگیرد.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.