|
غیرفعال و فعال کردن دوبارهٔ حالت چسبانی نوار ابزار به بالای صفحات
|
|
راهنمای نوار ابزار
|
|
پیشخان کاربر
|
|
اشعار و ابیات نشانشدهٔ کاربر
|
|
اعلانهای کاربر
|
|
ادامهٔ مطالعه (تاریخچه)
|
|
خروج از حساب کاربری گنجور
|
|
لغزش به پایین صفحه
|
|
لغزش به بالای صفحه
|
|
لغزش به بخش اطلاعات شعر
|
|
فعال یا غیرفعال کردن لغزش خودکار به خط مرتبط با محل فعلی خوانش
|
|
فعال یا غیرفعال کردن شمارهگذاری خطوط
|
|
کپی نشانی شعر جاری در گنجور
|
|
کپی متن شعر جاری در گنجور
|
|
همرسانی متن شعر جاری در گنجور
|
|
نشان کردن شعر جاری
|
|
ویرایش شعر جاری
|
|
ویرایش خلاصه یا برگردان نثر سادهٔ ابیات شعر جاری
|
|
شعر یا بخش قبلی
|
|
شعر یا بخش بعدی
|
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این اشعار به اهمیت عشق و زیبایی زندگی اشاره دارد. در آن، تن انسان به همای لامکان تشبیه شده و هر موی او به مثابه ماری است که گنجی در خود نهان دارد. همچنین، به ضرورت بهرهبرداری از لحظات زندگی و لذت بردن از بهار عمر پیش از آنکه خورشید غروب کند اشاره شده است. بیتی دیگر به پروانه و شمع میپردازد و عمق عشق را در آتش وصف میکند. در نهایت، به گذر از ظواهر و توجه به معنا در زندگی اشاره شده است.
هوش مصنوعی: بدن عاشق مانند پرندهای در جهان بینهایت است، اما تو ممکن است فکر کنی که فقط یک تکه استخوان است.
هوش مصنوعی: هر کدام از موهای ما مانند ماری بر بدن ما است و در هر یک از این موها یک گنج پنهان وجود دارد.
هوش مصنوعی: زندگی خود را غنیمت شمار و از لذتهای جوانی بهرهمند شو، چرا که به زودی دوران پیری و سختی فرا میرسد.
هوش مصنوعی: اگر پروانه در آتش شمع بسوزد، آتش بهشت جاودانی برای او خواهد بود.
هوش مصنوعی: به نظر میرسد که شخصی با ظاهری باوقار و نجیب از جایی عبور کرده، اما در واقعیت خود را به عنوان یک خدمتگزار humble در این مکان معرفی میکند. او به جای خود را به عنوان یک مقام مهم، به عنوان مهرهای از خدمت به دیگران میبیند.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
چو ایزد را دهشها بی کران است
پذیرفتن مرو را همچنان است
بگردان روی دل از فکرت بد
که بد کردن نه کار بخردان است
بدی اندیشه کردن در حق خلق
بدی کار تو در وی نهان است
کسی که نیکی اندیشد به هر کس
[...]
اساس شرع او ختم جهان است
شریعتها بدو منسوخ از آن است
جهانی جان چو پروانه از آن است
که آن ترسا بچه شمع جهان است
به ترسایی درافتادم که پیوست
مرا زنارِ زلفش بر میان است
درآمد دوش آن ترسا بچه مست
[...]
چه روی است آن که پیش کاروان است
مگر شمعی به دست ساروان است
سلیمان است گویی در عماری
که بر باد صبا تختش روان است
جمال ماه پیکر بر بلندی
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.