گفتی چمن بوقت گل ای همنفس خوش است
وقت تو خوش که مرغ مرا با قفس خوش است
بی روی دوست گشت گلستان چه فایده
گلبانگ مرغ و باد صبا یکنفس خوش است
ای عندلیب هر که بود با گل است خوش
صاحب نظر کسی است که با خار و خس خوش است
حسرت خورم ز میوه نخل بلند یار
دستم نمیرسد چکنم دسترس خوش است
اهلی هوس بمی ز هوای بتان کند
پیر است و همچنان بهوی و هوس خوش است


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به زیبایی و خوشیهای زندگی اشاره میکند و میگوید که زیبایی گل و چمن در کنار دوست معنا پیدا میکند. او از تنهایی و جدایی از محبوب گلایه میکند و یادآور میشود که بدون روی دوست، زندگی چه مقدار بیفایده است. همچنین، شاعر به همدلی با زیبایی و تلخی زندگی اشاره کرده و میگوید که درک زیباییها و رنجها به درک عمیقتری از زندگی نیاز دارد. در نهایت، او به هوس و عشق مشغول است، هرچند به سن پیری رسیده، هنوز در جستوجوی زیباییها و دلخوشیهاست.
هوش مصنوعی: تو گفتی که فصل گل و چمن زیباست، اما من میگویم لحظهی تو نیز خوشایند است، چون مرغان من در قفس خودشان راضی و خوشحالند.
هوش مصنوعی: بدون حضور دوست، بودن گلستان چه ارزشی دارد؟ صدای دلنشین پرنده و نسیم صبحی که یک لحظه بیشتر نمیماند، چه فایدهای دارد؟
هوش مصنوعی: ای بلبل زیبا، هر که با گل زندگی کند، خوشحال است. ولی انسان با درک و خرد، کسی است که بتواند در کنار خار و علف هم خوشبختی را پیدا کند.
هوش مصنوعی: دلگیرم از این که به میوهی درخت بلند یار نمیرسم، نمیدانم چه کنم، زیرا رسیدن به آن بسیار دلپذیر است.
هوش مصنوعی: کسی که به زیبایی معشوقان دلبسته است، حتی اگر پیری هم باشد، باز هم از عشق و آرزوهای خود دست برنمیدارد و به دنبال آنهاست.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.