مگو که ماه رخ او ز گلرخان بگذشت
که این ستاره ز خورشید آسمان بگذشت
فدای دست و کمانش شوم که صید از ذوق
خبر نداشت که تیرش ز استخوان بگذشت
برون کشید مرا مو کشان ز حلقه ذکر
بهای و هوی صبوحی که سر خوشان بگذشت
من از کجا و وصال از کجا چه حرف است این
بخود نبودم و حرفیم بر زبان بگذشت
نهان چگونه اند از تو حال دل اهلی
کنون که پرده بر افتاد و کار از آن بگذشت
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این اشعار، شاعر به زیبایی و جذابیت معشوق اشاره میکند و از گذر زمان و تاثیرات آن بر عشق و احساسات میگوید. او با اشاره به زیبایی چهره معشوق و تیر کمان او، از حالتی دلنشین و سرمستی که از عشق به وجود آمده، سخن میگوید. در عین حال، از فاصلهاش با وصال و ارتباط عاطفی ابراز ناامیدی میکند و میپرسد که چگونه میتوان در دل عشق، احساسات را پنهان کرد. به طور کلی، شعر به تضاد بین عشق و دوری، و تاثیرات زمان بر روابط انسانی میپردازد.
هوش مصنوعی: نگو که زیبایی چهرهاش از گلهای زیبا بیشتر است، زیرا این ستاره از نور خورشید بالاتر رفته است.
هوش مصنوعی: من جانم را فدای دستان و کمان او میکنم، زیرا طعمهای که شکار میشود، از لذت کمان و تیر خبر نداشت و نمیدانست که تیرش به سادگی از استخوان میگذرد.
هوش مصنوعی: مرا با جاذبه و زیباییاش از دایره ذکر و یاد خدا خارج کرد و به سمت نوشیدنی صبHQ رهنمون شد که خوشگذران در آن سرزمین گذراندهاند.
هوش مصنوعی: من نمیدانم از کجا آمدهام و چطور به وصال رسیدهام. این موضوع برای من واضح نیست و به صورت ناخواسته این کلمات از زبانم خارج شد.
هوش مصنوعی: چطور میتوانند حال دل اهل دل را از تو پنهان کنند، در حالی که پردهها کنار رفته و کار به گذشتهها رسیده است؟
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
دریغ عمر که بی روی دوستان بگذشت
چو باد صبح که بر طرف بوستان بگذشت
دریغ سود ندارد چو اختیار از دست
برفت هم چو خدنگی که از کمان بگذشت
بهار عمر جوانی و بی غمی افسوس
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.