گنجور

 
اهلی شیرازی

گر تن شکسته دوا جز هلاک نیست

دل با تو گر درست بود هیچ باک نیست

هرکس که از غم تو غباریش بر دل است

گویا هنوز آینه اش با تو پاک نیست

آزار ما رقیب بشمشیر میکند

شمشیر ما بجز نفسی دردناک نیست

یوسف هم از ملامت عشق است جامه چاک

پیراهنی کجاست که از عشق چاک نیست

اهلی درین سراچه غم خرمی مجوی

کاین سبزه مراد درین آب و خاک نیست

 
 
 
جشنوارهٔ رزم‌آوا: نقالی و روایتگری شاهنامه
حکیم نزاری

ما را اگر عدو بکشد هیچ باک نیست

تسلیم وحدتیم ، در این اشتکاک نیست

با اوست هرچه دارم و گویم نه با عدو

در اهتمام او ز عدو هیچ باک نیست

با درد او خوش است که بیمار عشق دوست

[...]

نیر تبریزی

نی؛ نی؛ که وجه باقی حق را هلاک نیست

صورت به‌جا ست؛ آینه گر رفت، باک نیست

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه