دلا، خار ستم از پا برون خواهد شدن وقت است
غمی کز دل نشد هرگز کنون خواهد شدن وقت است
خزان غم ورق گرداند و بوی نوبهار آمد
رخ زردم ز شادی لاله گون خواهد شدن وقت است
گذشت آن خشکسان غم مریز ای دیده سیل خون
که آب چشم از شادی برون خواهد شدن وقت است
بدین بخت نگون اهلی قیامت کم کن از گریه
که طاق آسمان زین غم نگون خواهد شدن وقت است
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این متن شعر دربارهی امید و تغییر وضعیت زندگی است. شاعر به پذیرش فصل جدیدی اشاره میکند که در آن غم و رنج به پایان میرسند و شادی و خرمی جایگزین آنها میشود. او به وضعیت ناخوشایند و گریه و اندوه اشاره کرده و با بیان اینکه وقت تغییر فرا رسیده، علامت میدهد که باید به سمت شادی و امید حرکت کرد. در نهایت، شاعر از تکرار اندوه پرهیز کرده و بر لذت از زندگی تأکید میکند.
هوش مصنوعی: ای دل، وقت آن رسیده است که زخمهای ستم را از پاهایت برداری و غمی که هیچگاه از دل نتوانستهای پاک کنی، حالا باید از دل بیرون برود.
هوش مصنوعی: فصل خزان غم را به فراموشی میسپارد و عطر بهار تازه از راه میرسد. حالا وقت آن است که چهرهام که زرد شده، پر از شادی و رنگ گل لاله گردد.
هوش مصنوعی: دید تو دیگر غمگین نباش، ای چشم! زمان آن فرا رسیده که از شادی اشک بریزی و دیگر نگران گذشته نباش.
هوش مصنوعی: به این سرنوشت شوم قضا و قدر، از گریه و اشک خود بکاه، زیرا که این غم و اندوه ممکن است باعث شود که آسمان نیز از شدت درد و رنج، فرو بریزد. اکنون وقت آن است که در این وضعیت فکر کنیم.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.