تا بر گل تو سنبل پر خم دمیده است
بوی بهشت در همه عالم دمیده است
صبح است و جامه چاک زدی درمی صبوح
صبحی چنین ز جیب فلک کم دمیده است
حور و فرشته را اگر از جان سرشته اند
بوی محبت از گل آدم دمیده است
در حیرتم ز مهر خطت از دل رقیب
کز سنگ خاره سبزه خرم دمیده است
اهلی درین چمن مشو از خار غم ملول
زان رو که خار و گل همه با هم دمیده است


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این غزل، شاعر به توصیف زیبایی و عطر گل میپردازد و بوی بهشت را در همه جا حس میکند. صبح زیبا و دلنشینی فرا رسیده که بر تنش اثراتی از شراب صبوح وجود دارد. اهلی همچنین از قدرت عشق و محبت سخن میگوید و بیان میکند که اگر حور و فرشتهای از عشق ساخته شدهاند، این مهر و محبت از گل انسان سرچشمه گرفته است. او در نهایت تأکید میکند که در میان غم و اندوه، باید به زیبایی و شادی چمن توجه کرد، زیرا خار و گل هر دو در یک جا وجود دارند و زندگی را تشکیل میدهند.
هوش مصنوعی: وقتی گل تو سرشار از زیبایی و دلربایی است، عطری بهشتی در همه جا پخش شده است.
هوش مصنوعی: صبح شده و تو لباس خود را چاک کردهای تا در این صبح زیبا از دنیای بالا و خوشبختیها بهرهمند شوی.
هوش مصنوعی: اگر حوری و فرشته از جان انسان ساخته شدهاند، نشانگر این است که بوی محبت و زیبایی از انسانیت و وجود آدمی سرچشمه میگیرد.
هوش مصنوعی: من در شگفتیام از زیبایی خط تو، که چگونه دل رقیب را تسخیر کرده است؛ گویی از سنگ سخت، سبزهای زنده و شاداب روییده است.
هوش مصنوعی: در این گلزار در مواجهه با مشکلات و دردها ناامید نشو، زیرا هم گلها و هم خارها به یکسان در این دنیای زندگی به وجود آمدهاند.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.