ای داده زآستان خود آورارگی مرا
در خاک ره نشانده بیکبارگی مرا
ازبسکه خون خورم زغمت بیخود اوفتم
مردم نهند تهمت میخوارگی مرا
دردا که هست چاره کارم هلاک و نیست
غیر از تو چاره ساز به بیچارگی مرا
باری چو دل شکسته ز سنگ جداییم
ای سنگدل گذار به نظارگی مرا
آن میر مجلسی که تو را شمع جمع کرد
پروانه داده است به آوارگی مرا
پرورده کرشمه لطفت چو اهلیم
حیف است اگر کشی بستمکارگی مرا
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر، بیانگر احساس عمیق عشق و وابستگی شاعر به معشوق است. شاعر از معشوق میخواهد که او را از وضعیت سخت و گمگشتگی نجات دهد. حسرت و اندوه ناشی از عشق بیپاسخ و احساس تنهایی در شعر به وضوح دیده میشود. شاعر به دردهای ناشی از عشق اشاره کرده و از سنگدلی معشوق شکایت دارد. او همچنین به احساس ضعف و نیاز به محبت معشوق اشاره میکند و میخواهد که معشوق به یاد او باشد و از عشقش غافل نشود. در نهایت، شاعر نشان میدهد که به رغم تمام مشکلات، هنوز امیدی به وصال و ارتباط با معشوق دارد.
هوش مصنوعی: خدایا! تو که از درگاه خودم به من نعمت دادهای، مرا در مسیر زندگیام به یکباره به خاک ذلت انداختی.
هوش مصنوعی: به خاطر غمهای تو خیلی ناراحتم و به حدی بیخود شدهام که دیگر کنترل خود را از دست دادهام. مردم به خاطر این حال و روزم به من تهمت میزنند که به خاطر شرابخواری است.
هوش مصنوعی: ای کاش راه حلی برای دردهایم وجود داشت، اما تمام امیدم به تو است و غیر از تو کسی نمیتواند به من کمک کند.
هوش مصنوعی: باری، وقتی که دل شکستهام از تو جدا است، ای دل سنگی، لطفاً نگاهی به من بینداز.
هوش مصنوعی: آن سرپرست و رهبر جمعی که تو را در کنار هم جمع کرده است، باعث شده که من مانند پروانهای برای تو بیقرار و سرگردان شوم.
هوش مصنوعی: اگر تو با لطافت و زیباییات مرا به دل خود جلب کردهای، جایز نیست که حالا به خاطر یک موضوع جزئی به من آسیب برسانی.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.