عمرم همه با صوت نی و چنگ بسر رفت
وز سیلی عشق آنهمه از گوش بدر رفت
من سوختم از عشق و ترا هیچ خبر نیست
وز ناله من در همه آفاق خبر رفت
این سیل سرشک آخرم از ضعف چنان کرد
کز دیده یکی قطره بصد خون جگر رفت
هش دار که بس مرغ جگر سوخته از آه
افروخت چراغ گل و بر باد سحر رفت
بر گریه اهلی چه زند خنده که مسکین
دیگ دلش از آتش شوق تو بسر رفت
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این ابیات از گذر عمرش و تأثیر عشق بر زندگیاش سخن میگوید. او میگوید که عمرش در کنار نواختن نی و چنگ گذشت و صدای عشق او را به گوش کسی نرساند. او از سوختن در عشق و بیخبر بودن معشوقش شکایت میکند و اشکهایش را توصیف میکند که مانند سیلی از ضعف بر چهرهاش میریزد. شاعر به تأثیر عشق بر دلسوختگان اشاره کرده و از درد و غم ناشی از عشق میگوید. در نهایت، او به ناراحتی قلبی و آتش شوق خود اشاره میکند که دیگ دلش را به جوش آورده است.
هوش مصنوعی: زندگیام تمام شد و فقط با صدای نی و چنگ پر شد و حتی نواهای عشق نیز از گوشم رفت.
هوش مصنوعی: من برای عشق تو سوختم و تو هیچ از حال من خبر نداری. نالههای من در سراسر دنیا پیچیده، اما تو همچنان بیخبر هستی.
هوش مصنوعی: این سیل اشک که به خاطر ضعف و اندوه به وجود آمده، چنان تأثیر عمیق و دردناکی بر من گذاشت که به اندازه یک قطره، از چشمانم مثل صد خون جگر احساس درد کردم.
هوش مصنوعی: محتاط باش که بسیاری از پرندگان دلسوخته به واسطهٔ ناله و گریهشان شمعهای گل را روشن کردند و در نهایت، همه چیز در اثر وزش باد صبح از بین رفت.
هوش مصنوعی: برخندهای که به گریهی دلسوزان میزند، چه فایدهای دارد، وقتی که دلِ مظلومش از شوق تو به تب و تاب افتاده است؟
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
یاری که وداعم ننمود و بسفر رفت
گو رو بسلامت که ز راه تو خطر رفت
تا پیش نظر بود مرا نور بصر بود
نورم ز بصر رفت چو از پیش نظر رفت
آن شوخ جفا پیشه که هیچم بوداعی
[...]
دیگ وکلا جوش زد و کف شد و سر رفت
باد همه در رفت
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.