سگ کوی تو که شب تا بسحر پیش من است
مهربانیش ز بهر جگر ریش من است
غیرتم با تو چنان است که با خویش بدم
هرکه بیگانه زهمر تو بود خویش من است
ازتو هر کو بشفاعت طلبد خون مرا
نیکخواه دل من نیست بداندیش من است
تشنه لعل توام زهر من است آب حیات
هرچه پیش دگران نوش بود نیش من است
مدعی خانه خرابست ازین رشک که دوست
گنج حسن است و خرابش دل درویش من است
اهلی، از سجده آن بت نبود عیب مرا
بت پرستم من و این برهمنی کیش من است
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: سخن در این شعر دربارهی عشق و وفاداری است. شاعر از سگ کوی محبوبش یاد میکند که شبها همراه اوست و این محبت را به خاطر درد دلش میبیند. غیرت او نسبت به محبوبش به اندازهی غیرت بر خود است و هر کس که از این دو جدا باشد، دیگری را نمیشناسد. او به تشنگیاش به خون محبوب اشاره دارد و میگوید که هر چه در نظر دیگران شیرین است، برای او تلخ و مضر است. شاعر همچنین به حسرت و کاستیهای درونیاش اشاره میکند که از عشق او ناشی میشود و عشق و جذبهی محبوب را گنجی میداند که همه چیز را تحت تأثیر قرار میدهد. در پایان، به باورهای خود اشاره میکند و میگوید که او نیز در این عشق به بت پرستی پرداخته و در عیبهایش غرق شده است.
هوش مصنوعی: سگ در کوچه تو که تا صبح پیش من میماند، مهربانیاش به خاطر دل شکسته من است.
هوش مصنوعی: غیرتم نسبت به تو به اندازهای است که به خودم هم بد میآیم. هر کسی که از تو دور باشد، برای من به نوعی غریبه است و احساس نزدیکی به او ندارم.
هوش مصنوعی: اگر کسی از تو درخواست شفاعت کند، اما نیت خوبی در دل نداشته باشد و به فکر من نباشد، باید بداند که دل من نسبت به او خوش نیست و او را بداندیش میدانم.
هوش مصنوعی: من به شدت مشتاق لبان تو هستم و این عشق برایم چون زهر است. هر چه دیگران از آن مینوشند برای من تلخ و زهرآگین است.
هوش مصنوعی: مدعی به خاطر حسادتش خانهاش ویران شده، چون محبوب من دارای زیباییهای فراوانی است و دل من که درویش است، به او تعلق دارد.
هوش مصنوعی: اهلی، به خاطر سجده به آن بت، هیچ عیبی بر من نیست. من بتپرستم و این اعتقاد برهمنی من است.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
کشته تیغ جفایت دل درویش من است
خسته تیر بلایت جگر ریش من است
نیک خواهی که کند منع ز عشق تو مرا
منکری دان به حقیقت که بداندیش من است
هر گروهی بگزیدند به عالم دینی
[...]
عافیت سینهخراش جگر ریش من است
نیکخواهم بود آنکس که بداندیش من است
نه ره کعبه بریدم نه در دیر زدم
مرغ نگذشته ازین راه که در پیش من است
نیستم نیست به ارباب تعلق ز جنون
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.